دوشنبه ۰۸ آذر ۱۴۰۰  |  Monday, 29 November 2021

دیباچه

کد خبر: ۵۱۰۵۸
تاریخ انتشار : ۱۴ : ۱۲ - ۲۷ مهر ۱۴۰۰

مصطفی مهربان؛ کارگردان جوان فیلم کوتاه "تی یَره" در گفتگویی  با دیباچه عنوان کرد که در سینمای ایران در حال حاضر رقابت تنگاتنگی میان فیلمسازان وجود دارد و گاهی، رقابت ها با حسادت همراه است که منجر به بی انگیزگی می شود.

مصطفی مهربان، دانش آموخته انجمن سینمای جوانان ایران در شهرستان رودبار، متولد 1368 در شهرستان رودبار است و تا به حال، با فیلم های کوتاهی که ساخته، در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی شرکت کرده است. اینبار، فیلم کوتاه "تی یَره" که در شهرستان رودبار تولید شده و نگاهی به فرهنگ بومی رودبار و فرآیند روغن گیری زیتون در دل یک درام داستانی دارد، بعد از طی یک روند یک ساله از تصویب طرح در پیچینگ انجمن سینمای جوانان ایران دفتر رودبار تا پایان مرحله ساخت جلوه های ویژه، در نخستین حضورهای بین المللی به دو رخداد سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان و سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم کوتاه تهران راه یافته است که بهانه گفتگوی خبرنگار دیباچه با این کارگردان جوان شد تا از اهمیت جایگاه سینمای بومی و توجه به آن در سینمای ایران سخن بگوید و از فضای رقابتی میان فیلمسازان پرده بردارد.

در ابتدا، مصطفی مهربان نقبی به گذشته زد و از تاثیر شغل پدرش، بیژن مهربان بر ورودش به عرصه فیلمسازی گفت:" پدرم به علت اشغال در مخابرات شهرستان رودبار ملزم به سفر به شهرهای مختلف این شهرستان بود و من هم به عنوان پسری نوجوان در ایام تعطیلات تابستانی همراه او می شدم، با دوربینی که به سختی خریده بودم از او فیلم می گرفتم و فیلم می ساختم. حالتی مستندگونه داشت و این آغاز راه من بود. می توانم بگویم که ماموریت های پدرم و مشاهده آداب و رسوم مردم محروم مناطق مختلف باعث شد من جذب سینما شوم، زیرا دوربین داشتم ولی ژانرهای مختلف سینما مثل مستند، داستانی و غیره را نمی شناختم. با پدرم و همکاران او همراه می شدم و از اعمال روزمره شان از جمله کباب خوردنشان، شوخی هایشان و غیره، فیلم می گرفتم که در سخت ترین شرایط حتی در برف سنگین کار می کردند و من هم دوربین به دست همراهی شان می کردم."

اهمیت جایگاه سینمای بومی و توجه به آن در گفتگوی خبرنگار دیباچه با مصطفی مهربان؛ کارگردان جوان فیلم کوتاه

سپس او خاطراتی را از بازدیدهایش از لوکیشنهای فیلمبرداری "سه گانه کوکِر" ساخته کارگردان پرآوازه سینمای ایران، عباس کیارستمی تعریف کرد و افزود:" در میان سفرهای کاری پدرم، خودم به طور خودجوش به لوکیشنهای برخی فیلمهای عباس کیارستمی در شهرستان رودبار می رفتم و سعی می کردم از آنها درس بگیرم، چون حس می کردم روح خوبی هنوز آنجاست. در شهرستان ما، رشته های هنری نبود، مجبور شدم رشته دیگری را انتخاب کنم که علاقه نداشتم اما دست تقدیر، مسیر دیگری را رقم زد و در دوره یک ساله فیلمسازی انجمن سینمای جوانان ایرانِ شهرستان رودبار، شرکت کردم و استادان، هنرجویان را ترغیب به تماشای آثار عباس کیارستمی می کردند، در صورتی که پیش از آن، من همه شان را دیده بودم. بعد از اینها بود که من سعی کردم سینمای ناتورالیسم را در خودم پیدا کنم."

این کارگردان جوان فیلم کوتاه راجع به علاقه اش به سینمای ناتورالیستی بیان کرد:" پایان نامه من در دوره کارشناسی ارشد درباره "اِلیا کازان و اتوبوسی به نام هوس" و فیلم ناتورالیستی بود و خیلی با من و آنچه در زادگاهم می گذشت، قرابت داشت. وقتی از آدمها و کُنِش های واقعی آنها فیلم گرفته می شود، حس واقعی را به مخاطبان منتقل می کند ،همانند آنچه که در فیلم کوتاه من با نام "سَردَر" اتفاق افتاد؛ پلانهایی که من از ننه شهربانو داشتم، هفت سال پیش گرفته بودم و هنگامی که قصد تدوینش را داشتم، پلان کم آورده بودم و برای همین، در دوران کرونا برگشتم تا دوباره با او بقیه پلانها را کامل کنم و داستان این اثر، اینگونه شکل گرفت. بنابراین، من همیشه دنبال این بودم که شیوه اجرایی من، خود زندگی و یا حتی فراتر از آن باشد."

کارگردان فیلم کوتاه "سَردَر" ناتورالیسم را از منظر خودش اینچنین تعریف کرد:"شرایط زیستی من در این علاقه بسیار تاثیر داشت و من، تمام مدت به مشاهده نوع گفتار، نوع مکثها، طرز زندگی و آداب و رسومهای اطرافیان و مردمان زادگاهم می پرداختم، زیرا سادگی ای دارند که مجذوب کننده است. من هر بار که به سراغ « ننه ربیعه » می رفتم، خودش بود و این به نظر من، ناتورالیسم مطلق است که آنچه را کشف کنی که خودش است و خودش می ماند. این تعریفی است که من به آن رسیدم و شاید دیگران تعریف دیگری از آن داشته باشد."

او که تمام آثارش را در زادگاهش، شهرستان رودبار ساخته است، پیرامون ساخت اثر در فضای بومی اظهار کرد:" در حال حاضر، به اکثر آثاری که در فضای بومی ساخته می شوند، عنوان "فیلم های گردشگری" را اطلاق می کنند، به این علت که سازندگان آثار، بومی منطقه نیستند و این نوع آثار، در هر دو عرصه فیلم کوتاه و سینمایی قابل مشاهده هستند. کارگردانها، شناختی به بافت منطقه ها ندارند و فقط یکشبه تصمیم به ساخت اثری در اقلیمی خاص می گیرند بدون اینکه شناخت درستی نسبت به گویشها، البسه و آداب و رسوم آنها داشته باشند. درست است که بخشی از این هماهنگی ها مربوط به عواملی مثل طراحان هنری است اما در نهایت، آن آثار خالی از روح واقعی آن مناطق می شوند وقتی سازندگان اثر، قرابتی با آنجا ندارند. تدوینگر یکی از آثار من تعریف می کرد که یکی از دوستان، فیلم را دیده و در واکنش، گفته که این هم یک فیلم گردشگری دیگر است؟ او هم پاسخ داده که خیر، فیلمساز، بومی است و در آن منطقه، زیسته."

کارگردان فیلم کوتاه "گهواره سکوت" به سفرهای متعدد عباس کیارستمی به استان گیلان ارجاع و اینطور، ادامه داد:" عباس کیارستمی برای ساخت "خانه دوست کجاست؟"، "زندگی و دیگر هیچ" و "زیر درختان زیتون"، سالیان متمادی به لوکیشن های فیلمبرداری در آن مناطق سفر و با محلی ها نشست و برخاست می کرد تا نسبت به آن بافت ها شناخت پیدا کند و آثاری را بسازد که با فرهنگ بومیان، نسبت قابل تاملی داشته باشد. بومی بودن به فیلمساز کمک می کند، به طور نمونه: شناخت روی واژه ها و همچنین، ارتباط گیری با محلی ها برای جلب نظرشان برای همکاری در ساخت آثار در مناطق بومی تا فیلمساز را پس نزنند و بتواند با فارغ بال در آنجا فیلم بسازد که مسئله مهمی است. محلی ها وقتی می فهمیدند اثر من تلاشی در جهت شناساندن فرهنگ بومی است، از هیچ کمکی دریغ نمی کردند و این یکی از نکته های تمایز بین آثار ساخته شده بر مبنای شناخت فرهنگ بومی و فیلم های گردشگری است."

مدرس دوره یک ساله فیلمسازی در انجمن سینمای جوانان ایران شهرستان رودبار، کمبود دفاتر کرایه تجهیزات سینمایی در شهرستان ها را بدین صورت شرح داد: " در فیلم های اول من، جدا از عوامل متخصص، همیشه مشکل صدا، تصویر و حتی کمبود باکس تدوین وجود داشت و این موضوع برای کسانی که در شهرستان ها فیلم می سازند، همیشه دغدغه است و به دنبال راهی می گردند تا آن را برطرف کنند. سپس، تجهیزات را از دفاتر تجهیزات سینمایی مختلف در شهر رشت کرایه می کردم که تجهیزات بهتری داشتند ولی به مرور و با ارتقای کیفیت ساخت آثارم، آنها نیز دیگر جوابگو نبودند. درباره کمبود دفاتر کرایه تجهیزات سینمایی در شهرستان ها دیگر نمی توان گفت محدودیت، خلاقیت می آورد؛ یعنی در زمانه حاضر نمی توان چنین استدلالی کرد زیرا بحث در روند حرفه ای فیلمسازی است. از آنجا که فیلمسازان حرفه ای، دیگر به دنبال کسب تجربه از طریق خلاقیت ها و با وجود محدودیت ها نیستند و همه با نگاهی منتقدانه و قضاوت گر چشم انتظار تماشای اثر بعدی شان هستند که نسبت به قبل، چه پیشرفتی دارند. در نتیجه، فیلمسازان حرفه ای باید طوری عمل کنند که فراتر از یک شهرستان و یک استان باشند که نیازمند عوامل حرفه ای و تجهیزات سینمایی مناسب و به روز است تا خروجی قابل دفاعی برای شرکت در جشنواره های مختلف معتبر داشته باشند."

اهمیت جایگاه سینمای بومی و توجه به آن در گفتگوی خبرنگار دیباچه با مصطفی مهربان؛ کارگردان جوان فیلم کوتاه

مصطفی مهربان به انتقاد از عدم تناسب قیمت بلیط ها با کیفیت ساخت آثار در سینمای ایران پرداخت و گفت:" بلیط فروشی در سینمای ایران آنطور که تکانی ایجاد کند، هنوز در فیلم های کوتاه و همینطور، گیشه فروش بلیط فیلم های سینمایی اتفاق نیافتاده است. کیفیت فیلمها متناسب با قیمت روزافزون بلیط ها نیست از اینرو، باعث رویگردانی مخاطبان از سینما می شود با ذکر این نکته که وقتی فیلمی با ساختار درست در صف اکران قرار بگیرد، حتی کسانی که در تنگناهای اقتصادی هستند، مشتاق خریداری بلیط ها و حضور در سالن های سینما می شوند همانطور که برای آثار اصغر فرهادی در سالهای گذشته به وقوع پیوست و چنین پیش بینی ای هم برای اثر جدید او "قهرمان" دور از انتظار نیست."

کارگردان فیلم کوتاه "تی یَره" که برای نخستین بار، اثری از او به جشنواره فیلم کوتاه تهران راه یافته است، چنین ارزیابی از فرآیند بلیط فروشی در دو دوره اخیر جشنواره فیلم کوتاه تهران و جشنواره سینماحقیقت داشت:" در صورتی که فیلم کوتاه خوبی اکران شود، مخاطبان خودش را خواهد داشت حتی بلیط فروشی برای آن صورت بگیرد. بد نیست اگر درآمدهای حاصل از بلیط فروشی به جیب فیلمسازها برود؛ چه بسا که فیلمسازان به سختی فیلمها را می سازند و حتی گاهی با وجود تهیه کننده، خودشان در ساخت آثار مشارکت مالی دارند زیرا دلشان برای ساخت بهتر آثارشان می سوزد. پس چه بهتر که درآمدهای حاصله به جیب فیلمسازان برود که باز، ترغیب به ساخت فیلم کوتاه دیگری شوند. طبق نقل قولی از رضا فهیمی؛ کارگردان فیلم کوتاه "سفیدپوش"، فیلمسازان حتی حاضر هستند ماشین شان را به حراج بگذارند تا اثرشان، شانس بهتری برای راه یابی به جشنواره فیلم کوتاه تهران داشته باشد و بتواند به عنوان نماینده سینمای ایران و جامعه فیلم کوتاه به رقابت های جایزه اسکار راه پیدا کند."

کارگردان فیلم کوتاه "مرنجاب" پیرامون تفاوت حس و حال برپایی حضوری و آنلاین جشنواره های سینمایی از جمله جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان و جشنواره فیلم کوتاه تهران در دو سال گذشته پیرو شیوع ویروس کرونا اذعان کرد:" حسی که تماشای آثار در سالن های سینما دارد، مثل تفاوت تماشای تئاتر در تماشاخانه ها و تماشای تئاتر از طریق فیلم تئاتر است. وقتی مخاطبان در سینما به تماشای آثار می نشینند، حسی مشابه مطالعه یک مطلب از روی یک روزنامه را دارند و خود لمس روزنامه، حس متفاوتی ایجاد می کند تا اینکه آن را در شبکه های اجتماعی و از روی صفحه های نمایشگر بخوانند.  پخش آثار به صورت آنلاین تبدیل به یک جریان شده است، مشکلی نیست و مخاطبان خودش را دارد ولی بگذارند کسانی که به دنبال حس متفاوت تماشای آثار در سالن های سینما هستند، راه خودشان را بروند. سینما باید زنده باشد. سینما وقتی حس واقعی خودش را پیدا می کند که فناوری های مورد استفاده در دنیای امروزه از سینما دور شود. به عنوان فیلمساز دوست داری تیزر اثرت به جای انتشار در شبکه های اجتماعی، در سالن های سینما و پیش از پخش فیلمت در سانس مورد نظر نمایش داده شود تا فیلمساز در کنار مخاطب، از تماشای تیزر اثرش، احساس غرور و کامیابی کند در صورتی که مشاهده تیزرها در شبکه های اجتماعی، تازگی ای برای فیلمساز ندارد و خالی از حس و حال است. آن حضور در کنار مخاطب به کارگردانها انگیزه می دهد که در آینده، آثار بهتری بسازند."

مهربان کیفیت خوب برپایی سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان را تحسین کرد و خواستار توجه مضاعف مسئولان رویداد به مقوله فیلم کوتاه و سازندگان آثار شد و افزود:" اعتقاد دارم سازندگان فیلم کوتاه شرکت کننده در رویداد بیش از پیش، می توانند در برگزاری نشست های پرسش و پاسخ و کارگاههای آموزشی مشارکت داشته باشند. چرا باید نشست های پرسش و پاسخ برای فیلم های سینمایی برگزار شود و درباره فیلم های کوتاه، این اتفاق رخ ندهد؟ به نظر من، این نیاز قابل لمس است. در صورتی که جشنواره ها به دنبال حضور فیلم های کوتاه در رویدادهایشان هستند، باید به عنوان یک بخش جنبی به آن ننگرند و توجه نشان بدهند تا تماشاگران کودک و نوجوان ترغیب به تماشای چنین آثاری شوند و بتوانند از این دوران، با تماشای فیلم های کوتاه اُنس بگیرند. به طور خلاصه، فرهنگسازی به درستی شکل بگیرد."

او درباره احراز صلاحیت جشنواره فیلم کوتاه تهران به منظور اعلام نماینده برای رقابت های جایزه اسکار و نیز، حواشی های به وجود آمده پس از اعلام آثار راه یافته به بخش مسابقه ملی گفت:" باید قدردان احراز صلاحیت جشنواره فیلم کوتاه تهران به منظور اعلام نماینده برای رقابت های جایزه اسکار بود و این اتفاق بزرگ را با نباید با ایجاد حاشیه علیه داوری ها و آثار راه یافته به دوره سی و چهارم مخدوش کرد. ممیزی ها و سانسورها همیشه وجود داشته و غیرقابل انکار است و فقط مربوط به مقوله فیلم های کوتاه و جشنواره فیلم کوتاه تهران نیست. جدا از اینکه فیلمسازانی که در ایران فعالیت می کنند، با خط قرمزها آشنایی دارند و همواره، با خلاقیت راه گریزی از این تیغ تیز پیدا می کنند."

این کارگردان به تجربیات خودش در زمینه عدم راهیابی آثارش به جشنواره فیلم کوتاه تهران در سالیان گذشته اشاره و خاطرنشان کرد:" من در سالیان اخیر، چندین بار آثارم را به جشنواره فیلم کوتاه تهران فرستادم و آنها پذیرفته نشدند؛ آن زمان، برای من این جشنواره معتبر بود و همچنان، معتبر است. راهیابی و عدم راهیابی، تغییری در نظر من ایجاد نمی کند زیرا همیشه، همین بحث ها بعد از اعلام آثار راه یافته وجود داشته است. در آن سالها، نه فریاد اعتراض سر دادم و نه فضا را برای فیلمسازانی که با هزار آرزو تلاش کرده بودند، مخدوش کردم . فراموش نکنیم، فیلمی که شاخص باشد، راه ورودش را به هر شکلی به جایزه اسکار از طریق جشنواره های معتبر دیگری مانند کن، برلین و ... پیدا می کند و چه بسا، آثار فراوانی از راههای دیگری به این رخداد بزرگ رسیدند. نباید از یاد برد که آن هنگام، خبری از احراز صلاحیت جشنواره فیلم کوتاه تهران به منظور اعلام نماینده برای رقابت های جایزه اسکار نبود."

مصطفی مهربان، سخنان خودش را اینگونه پایان داد:" به عنوان فیلمساز، در هر جایگاهی که قرار می گیرید، باید سعی کنید که انسانیت را از یاد نبرید و فروتنی را همچنان حفظ کنید. در سینمای ایران در حال حاضر رقابت تنگاتنگی میان فیلمسازان وجود دارد و گاهی، رقابت ها با حسادت همراه است که منجر به بی انگیزگی می شود. در انتها، من به عنوان یک فیلمساز می کوشم برای فرهنگ و اجتماع خودم، چه شهرستان رودبار و چه کشور ایران، دغدغه مند باشم و دوست دارم با فرهنگ های بومی مناطق دیگر مثل تُرکی، بلوچی و غیره آشنایی پیدا کنم. هنگامی که از موضوعی فراموش شده حرف زده می شود و چنین تصاویری همچون فیلم سینمایی "لیپار" به کارگردانی حسین ریگی بر پرده های نقره ای سینماها نقش می بندد، زیباست زیرا تولد تازه ای شکل می گیرد؛ تولدی که می تواند حس و حال متفاوتی ایجاد کند از آنجا که اصالت دارد."

 

گفتگو از فرزاد جمشیددانایی

نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
سوال و جواب دیباچه با بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون

«شیوا خنیاگر»: با گذشت سال ها، سوژه‌ها به سمت تکرار رفتند و اصالت خود را از دست دادند!

۱۴:۰۳  -  ۰۷ آذر ۱۴۰۰
گپ خودمانی «دیباچه» با علی مشهدی درباره سریال‌های طنزی که روزگاری «خیابان خالی کن» بودند

بازیگران مطرح ِحوزه طنز ، به خاطر متن و قصه خوب سریالها ،درخشیدند/مجری «سریالیست» ایرادهایی ازسریالم گرفت که منطقی نبود/ذره ای تلویزیون ما را درک کند

۱۱:۵۸  -  ۰۶ آذر ۱۴۰۰
بازیگر فیلم سینمایی «منصور» در گفتگو با دیباچه مطرح کرد:

محسن قصابیان: «منصور» عِرق ملی وامید را در جامعه بسط می‌دهد

۱۰:۳۷  -  ۰۶ آذر ۱۴۰۰
گفت و گو « دیباچه » با اسفندیار قره باغی ،خواننده پیشکسوتی که به صدای انقلاب مشهور است

معاونت هنری وزیر، پیشنهاد پست اداره کل موسیقی را به من داد | اولین کاری که می کنم، جلوی برگزاری کنســـرت ها را می گیرم؛زیرا همه آن ها پلی بک است!

۱۶:۴۵  -  ۲۹ آبان ۱۴۰۰
گلایه‌های بازیگر سریال"داستان یک شهر" و فیلم سینمایی"سجاده آتش" در گفتگو با پایگاه خبری دیباچه

ایرانمنش : مسئولان کشورمان برای مقابله با تهاجم فرهنگی فقط  شعار می‌دهند | دست‌اندرکاران  تولید برنامه‌های تلویزیونی محدود به افرادی خاص شده‌!

۱۳:۱۳  -  ۰۱ آذر ۱۴۰۰
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدار ترین ها