شنبه ۰۵ مهر ۱۳۹۹  |  Saturday, 26 September 2020

دیباچه

کد خبر: ۲۹۵۵۱
تاریخ انتشار : ۴۲ : ۱۲ - ۲۷ شهريور ۱۳۹۵
دیباچه: یک و نیم دهه از انتخاب پر مناقشه سالروز درگذشت شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی می گذرد. درباره چرایی و چگونگی این انتخاب در این سال ها بارها بحث شده است و مکرر کردن آن دیگر لطفی ندارد اما وجود این روز در تقویم سالیانه رسمی کشور سوالی را به وجود می آورد که پرداختن به آن در این روز ضروری به نظر می رسد.



دیباچه-بهنام

علیرضا بهنام

یک و نیم دهه از انتخاب پر مناقشه سالروز درگذشت شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی می گذرد. درباره چرایی و چگونگی این انتخاب در این سال ها بارها بحث شده است و مکرر کردن آن دیگر لطفی ندارد اما وجود این روز در تقویم سالیانه رسمی کشور سوالی را به وجود می آورد که پرداختن به آن در این روز ضروری به نظر می رسد.

تردیدی نیست که ادبیات فارسی و خاصه شعر در سال های اخیر روزهای سختی را می گذراند. بی رونقی بازار ادبیات تالیفی ، فقدان مکانیزم های واسط نظیر نشریات تخصصی فراگیر و مرجع، ممیزی سلیقه ای آثار تالیفی و عدم ارتباط کارشناسانه با جهان برای معرفی تولیدات ارزشمند و قابل رقابت با آثار روز دنیا بخشی از معضلاتی است که این روزها گریبان گیر مولفان و فعالان ادبی است و برای هیچکدام در هیچیک از دولت های فعلی و گذشته تدبیری اندیشیده نشده است. تنها اقدام رسمی اعلام شده در این زمینه قرار دادن پستی به نام معاونت شعر در وزارت ارشاد دولت گذشته بود که آن هم عملا به پستی تشریفاتی بدل شده بود و هرگز برای نمونه حتا یک اقدام عملی از سوی این معاونت برای بهبود اوضاع شعر و ادبیات تالیفی صورت نگرفت.

تنها نمود رسمی شعر در فضای رسمی کشور برگزاری جشنواره شعر فجر است که به دلایل بسیار نه تنها کمکی به بهبود اوضاع این هنر نمی کند بلکه تنها به محملی برای تقسیم بودجه ای سالیانه میان برگزار کنندگانی مشخص تبدیل شده است. پرسش اساسی در این میانه این است که آیا صرف تخصیص یک روز به نام هنری که هنر ملی ما نام گرفته است کفایت می کند یا وجود این روز در تقویم سالیانه باید به مسوولان یادآوری کند که باید برای این حوزه کاری بکنند؟

شعر به عنوان هنری که در هنگام تولید نیاز به بودجه ندارد اتفاقا دارای شرایطی ایده آل برای گسترش و بالیدن است. بر خلاف هنری مانند سینما که هم بودجه و امکانات لازم دارد و هم تا حدودی متکی به فناوری است شعر تنها نیاز به همت شاعران و تلاش برای معرفی آثار تولید شده دارد. متاسفانه غربال های غیر ادبی موجب شده است که در نهایت مختصر بودجه در نظر گرفته شده برای این هنر نیز مصروف هدایت و نظارت محتوایی و غیر فنی این عرصه شود و سر شعر و شاعر واقعی در این میانه بی کلاه باقی بماند.

نگاهی به تجربه های موفق کشورهای دیگر در این زمینه می تواند به شدت راهگشا باشد. مثلا در کشوری مانند فرانسه جشنواره های خصوصی با حمایت شهرداری ها توانسته اند کار استعدادیابی و شناساندن شعر خوب به جامعه را به عهده بگیرند و دولت از برگزیدگان این جشنواره ها که خود دخالتی در برپایی یا نتیجه شان ندارد برای معرفی به کشورهای دیگر و ترجمه شدن حمایت می کند و از طریق رایزنی های فرهنگی خود در سراسر جهان به ترویج این شاعران می پردازد. حال آن که در ایران قضیه کاملا برعکس است. عده مشخصی به عنوان دوستان و دوستداران مجموعه مستقر در دولت انتخاب می شوند و هر چه بنویسند با هر کیفیتی در سطح داخلی و خارجی معرفی و ترویج می شود. آیا سه دهه شکست این سیاست کافی نیست به اشتباه بودن آن پی ببریم؟

در کشور امریکا یک آکادمی گسترده متشکل از شاعران همه نحله ها، اساتید دانشگاه و منتقدان مشهور و معتبر فضای عمومی هر سال کار انتخاب شاعر سال را به عهده دارد. شاعر مورد نظر می تواند به لحاظ مضمونی موافق یا مخالف سیاست های دولت امریکا باشد اما آنچه در انتخاب او در نظر گرفته می شود نه نزدیکی سیاسی او با دولت مستقر بلکه کیفیت و تاثیرگذاری اثری است که تولید می کند. بنابراین این انتخاب می تواند مبنایی برای شناخته شدن شاعر مورد بحث و گسترش دامنه تاثیر گذاری سخن او باشد. یعنی واقعا ایجاد ساز و کاری مشابه این در کشور ما چقدر بودجه می خواهد؟ آیا امکان ندارد بایک چهارم بودجه مراسم بی خاصیتی مثل جشنواره شعر فجر یا چهره های ماندگار یا کتاب سال و مراسم مشابه چنین ساز و کاری را برای بهبود وضع شعر فارسی در کشور پدید آورد؟

در کشور دانمارک که یک کشور کوچک اروپایی با بودجه بسیار محدود است دولت با اختصاص بودجه به دانشگاه ها دوره های رایگان ادبیات خلاقه ترتیب می دهد و از برگزیدگان این دوره ها به تشخیص اساتید برای انتشار اولین اثرشان و ترجمه شدن آثارشان به زبان های دیگر حمایت می کند. به راستی تشکیل چنین دوره هایی که البته به شائبه های سیاسی و جناحی آلوده نباشد چقدر سخت است و هزینه می برد؟ آیا با نصف بودجه انجمن شاعران ایران و تهران و ... نمی شود با همکاری اساتید به روز و صاحب نام چنین مرکزی به وجود آورد که آموزش فنون و صنایع ادبی در کشور روزآمد شود و شکل آکادمیک به خود بگیرد؟

این سوال ها و سوال های بسیار دیگر از قبیل امکان خرید کتاب های شعر و داستان از ناشران برای راه انداختن چرخه نشر یا دادن یارانه به کتاب فروشان برای عرضه و فروش بیشتر ادبیات تالیفی متاسفانه در روز ملی شعر و ادب فارسی هنوز بی پاسخ مانده اند. شاید انتخاب سالروز درگذشت یک شاعر برای روز ملی شعر به شکلی استعاری پاسخگوی بسیاری از این سوالات باشد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده