يکشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰  |  Sunday, 09 May 2021

دیباچه

کد خبر: ۵۰۴۸۸
تاریخ انتشار : ۵۳ : ۱۱ - ۲۱ فروردين ۱۴۰۰
گفت و گو صمیمی دیباچه با « صهبا شرافتی » بازیگر نقش روناک در سریال « نون خ »
فاطمه شعبانی: روناک چهره جدیدی بود که درفصل ۲ سریال «  نون خ » به جای کژال به عنوان خواهر زاده « نورالدین خانزاده » وارد سریال شد و هرقدر سریال پیش رفت نقشش پررنگ­تر شد طوری که در سریال«  نون خ ۳» ، روناک و سلمان به چهره‌های محبوب این سریال تبدیل شدند!. «صهبا شرافتی» بازیگر جوانی که نقش « روناک » را در این سریال بازی کرد ،متولد ۳ مهر ۱۳۷۹ شهر تهران، اما اصالتا کرد سقز کردستان  است و یک خواهر بزرگتر از خودش دارد و اولین فرد از خانواده اش بوده که وارد دنیای هنر نمایشی شد و دیپلم ریاضی گرفته و به اصطلاح ،پشت کنکوری به حساب می ­آید و دوست دارد درآینده رشته کارگردانی قبول شود ودر این رشته ادامه تحصیل بدهد. گفتگوی اختصاصی  دیباچه را با صهبا شرافتی در ادامه می خوانید:
 
کاراکتر « روناک» شبیه شخصیت خودم  است! |  هر حرفی جایی دارد ،اگر موقعیت‌ها اشتباه گرفته شود عصبانی می­ شوم!

نقش روناک در نون خ ۲ اضافه و به تدریج نقش پررنگ و پخته ­تر شد؛ این پررنگی در روند فیلمنامه بود یا بازی خوب شما باعث پررنگ­تر شدن نقش شد؟

در ابتدا که به سریال اضافه شدم یک مقدار نقشم کمرنگ بود به تدریج هم در فیلمنامه به نقش روناک بیشتر پروبال داده شد، هم خودم یاد گرفته بودم یکسری پیشنهادات می ­دادم که من این جمله را اینجا بگویم یا این حرکت را اینجا انجام بدهم و با مشورت آقای سعیدآقاخانی و دستیار‌ها به یک نتیجه می­ رسیدیم که باعث شد کاراکتر روناک پررنگ­تر شود و بیشتر دیده شود.

روناک یک تیپ بود؟

 به طور قطع ،روناک با بقیه خانم‌های سریال فرق داشت و تیپ شخصیتی ­اش خیلی متفاوت بود. طوریکه  می­ شود گفت این روز‌ها در جامعه به ندرت می­ توانیم یک خانم را ببینیم که چنین مرام ومسلکی داشته باشد!

برای در آوردن این نقش با کسی مشاوره گرفتید یا اینکه خودتان نمونه بیرونی اش را  سراغ داشتید که از آن الهام گرفته باشید؟

کسی شبیه روناک را سراغ نداشتم که از آن الهام بگیرم، اما می­ توانم بگویم کاراکتر « روناک» کمی به شخصیت خودم نزدیک است،؛ با کارگردان مشورت می ­کردم که در موقعیت چه رفتاری داشته باشم و چه بگویم. گاهی خیلی خشن رفتار می ­کردم که کارگردان و دستیار می ­گفتند اینجا موقعیت اش جوری است که باید کمی ملایم­تر باشی­ یا ملایم بودم می­ گفتند بیشتر واکنش نشان بده. روناک یکجور‌هایی شبیه شخصیت خودم بود، سعی می­ کردم روناک را زندگی کنم نه اینکه فقط بازی کنم. سعی کردم در آن ۵ ماه که فیلمبرداری سریال بود روناک باشم و از عمق وجود شخصیت اش را درک کنم.

 نقاط اشتراک شخصیتی شما  با روناک چی بود؟

مهم‌ترین نقطه اشتراکی مان این است که نمی ­توانم تحمل کنم؛ مثلا از جایی عبور می­ کنیم و آقایی به همراهان زن من متلک بگوید یا شوخی بیجا کند؟! به نظرم هر حرفی جایی دارد اگر موقعیت‌ها اشتباه گرفته شود عصبانی می­شوم!
کاراکتر « روناک» شبیه شخصیت خودم  است! |  هر حرفی جایی دارد ،اگر موقعیت‌ها اشتباه گرفته شود عصبانی می­ شوم!

روناک بیش از خشن بودن قوی است؛ این قوی بودن در شخصیت خودتان هست؟ اصلا شخصیت‌هایی مثل روناک را می­ پسندید؟

من در زندگی واقعی هم چنین شخصیت‌هایی را می ­پسندم، چون دخترانی مثل روناک آنقدر قدرت دارند که گلیمشان را از آب  بیرون بکشند و منتظر نباشند که کسی حمایتشان کند، خودشان پشت دیگران هستند و نقش حامی را ایفا می­ کنند.

یکی از از نکات مثبت سریال نون خ خانم‌های سریال بود که آدم‌های ضعیف نبودند و اغلب قوی بودند چه مه لقا خانم چه دختر‌های نورالدین.

بله این یکی از نکات قوت و قدرت سریال بود که نشان بدهیم که نه تنها زنان کُرد بلکه هرخانمی  در عین حال که زن بودن خودش را حفظ می­ کند اگر بخواهد می ­تواند قوی باشد از پس کارهایش بربیاید و منتظر شخص دیگری نباشد.

ماجرای کُره‌ای صحبت کردن روناک چی بود؟ گویا شما طرفدار موسیقی اِکسو هستید، آیا واقعا با زبان کره‌ای آشنایی دارید؟

من از فصل قبل این موضوع را مطرح کردم که زبان کره‌ای بلد هستم ومی ­توانم کره‌ای صحبت کنم این قضیه باعث شد فیلمنامه را طوری بنویسند که این اتفاق بیفتد و در روستای ما توریست‌ها حضور دارند و در یکی از قسمت‌ها اتفاقی می ­افتد که مشخص می­ شود روناک کره‌ای بلد است. شاید خودم به طور کامل بلد نبودم کره‌ای صحبت کنم، اما از کسی که بلد بود کمک می ­گرفتم و تمرین کردم و باعث شد به زبان کره‌ای صحبت کنم.

با این حساب سریال‌های کره‌ای زیاد می ­بینید، طرفدار کدام سریال کره‌ای هستید؟

بله من سریال‌های کره‌ای زیاد می ­بینم مثل عاشقان ماه، دکتر رمانتیک، دکتر یوهان یا دکتر جانس.
کاراکتر « روناک» شبیه شخصیت خودم  است! |  هر حرفی جایی دارد ،اگر موقعیت‌ها اشتباه گرفته شود عصبانی می­ شوم!

از کره‌ای صحبت کردن بازخورد بیرونی هم گرفتید؟

کلا بازخورد‌های خوبی گرفتم چه از کُره‌ای صحبت کردن چه از بازی ام در این سریال. وقتی می­ دیدم مردم چقدر این شخصیت‌های قوی و حامی را دوست دارند و با روناک همذات پنداری می­ کنند ذوق می­ کردم. خیلی‌ها کامنت ( نظر ) گذاشته بودند ما چنین شخصیت‌هایی در زندگی­مان داریم یا خودمان اینطوری هستیم خیلی­ خوشحال شدم که روناک برای مردم ملموس بود؛ خدا را شکر که  توانستم از پس این نقش سخت بر بیایم.

نکته جالب این سریال پوشش و لباس کردی خانم‌ها وآقایان بود، ساخت چنین سریال‌هایی چقدر در اشاعه فرهنگ بومی کمک می ­کند؟

اگر دقت کرده باشید فصل به فصل لباس‌ها زیباتر و دیدنی­ تر شد و آن مدل لباس‌ها و آن جلیقه‌ها و آن رنگ‌های شاد در اشاعه فرهنگ خیلی تاثیرگذار است و باعث توسعه صنعت گردشگری می­ شود و مردمی که کُرد زبان نیستند راغب می­شوند یکبار هم شده این لباس‌ها را بپوشند. پخش این سریال‌ها در رسانه ملی می­ تواند نشان بدهد که یک شهر یا یک استان چه پتانسیل‌هایی دارد.

قاعدتا بعد از پخش این سریال به شما نقش‌های مشابه پیشنهاد خواهید داشت آیا  قبول می ­کنید؟

به طور قطع اگر پیشنهاد داشته باشم دوست دارم به تصویر بکشم اگر بازی من روی یک نفر اثر بگذارد که یک زن قوی شود با جان و دل بازی می­کنم.

 شما اول راه هستید قصد دارید چگونه وچطور این راه را ادامه بدهید؟

وقتی این کار را شروع کردم خودم را بالا بالا‌ها  تصور کردم، امیدوارم به آرزوهایم برسم. من بازیگری را با جان و دل دوست دارم از بچگی آرزوی بازیگری داشتم البته دوست دارم دانشگاه کارگردانی بخوانم.

شما قبلا هنرور هم بودید، بسیاری از هنرور‌ها بعد از سال‌ها نتوانستند حتی یک نقش کوچک بگیرند شما چطور خودتان را اثبات کردید؟

گفته باشم من از راه هنروری نتوانستم وارد این کار بشوم ؛هرچند ممکن است یکسری از هنرور‌ها بتوانند وارد شوند؛ من چند جلسه هنرور بودم، اما آنجا هم درس‌های زیادی گرفتم نرفتم فقط هنرور باشم بلکه می­ رفتم ببینم چطوری می­ توانم وارد این کار شوم و چطور بازی کنم و اصلا پشت صحنه چی هست. هنرور‌ها بی وقفه تلاش می­کنند تا یک سریال یا فیلم ساخته شود و قابل ستایشند، اما در کنار هنروری باید خیلی تلاش کنند تا خودشان را معرفی کنند.

در انشاء هایتان  می ­نوشتید در آینده می­ خواهید چکاره بشوید؟

اتفاقا  چند روز قبل دفتر انشاء مقطع راهنمایی ام را پیدا کردم اولین جمله‌ای که نوشته بودم این بود: در آینده آرزو دارم بازیگر معروفی بشوم و جایزه بگیرم و تلویزیون من را نشان بدهد؟!

اولین بار که خودتان را در تلویزیون دیدید چه حسی داشتید؟

باور نمی ­کنید از تپش قلب داشتم می­ مردم؟! که  نکند بد بازی کرده باشم! حس عجیب و غریبی است وقتی برای اولین بار صدایت را از تلویزیون می­شنوی و تصویرت را می­بینی!

سریال را باخانواده می­ دیدید؟

 بله با اعضای خانواده پای تلویزیون می­ نشستیم و با استرس نگاه می­ کردم. فامیل‌ها خیلی پیگیر بودند که کی پخش می ­شود. اولین بار که بازی ام پخش شد تماس می­ گرفتند و تبریک می­ گفتند.

بهترین بازخوردی که از سریال گرفتید چی بود؟

بازخورد‌های خوبی از مردم کُردزبان گرفتم که پیام می­ فرستادند و از گروه سریال نون خ برای معرفی کُرد‌ها تشکر می­ کردند. حس خوبی داشتم که یک همزبان از من تشکر می کند واینکه سریال را خیلی دوست داشتند بهترین بازخورد بود.
شما این شانس را داشتید که در اولین حضور تلویزیونی تان در کنار بزرگان این رشته ایفای نقش کنید کار با گروه چطوربود؟

این اتفاق واقعا لطف و محبت الهی بود و تا عمر دارم فراموش نمی ­کنم و  جا دارد تشکر کنم ازآقای فرجی تهیه ­کننده بزرگوار و آقای آقاخانی کارگردان که به من اعتماد کردند و این فرصت را به من دادند. آقای «سعید آقاخانی» مثل یک پدر پشت من بودند و به من خیلی چیز‌ها یاد دادند. هرجا ایراد داشتم لحظه به لحظه به من گوشزد می­ کردند دوست داشتم همیشه از کارم راضی باشند، اما ایشان طوری خودشان را نشان می‌دادند که انگار راضی نیستند تا به پیشرفت من کمک کنند! افتخار بزرگی بود کارکردن در کنار خانم دهقان، آقای مظلومی و همه بازیگران کُرد که بازیگر‌های بسیار خوبی در خِطه خودشان و حتی در رسانه ملی هستند؛ خوشحالم که من را در جمعشان پذیرفتند و باعث شد من خیلی چیز‌ها از این اساتید یاد بگیرم. لحظه به لحظه سریال نون خ برای من درس بود خدا را شاکرم که اولین حضورم در چنین سریال خوب و پر بیننده­ای بوده است.

 به عنوان آخرین سوال یک خاطره شیرین از سریال نون خ تعریف کنید؟

روز اول که به کرمانشاه  رفتم روز خاطره انگیزی بود هم اولین بار بود که وارد کرمانشاه می­ شدم،هم اولین بار بود که وارد گروه آقای آقاخانی می­ شدم. آقای آقاخانی را برای اولین بار بود که از نزدیک می­ دیدم از استرس داشتم می­ مردم! اما برخوردشان بسیار خوب و برایم جالب بود؛ لحظات خوبی که تا آخر عمریادم می­ ماند.




نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
گپ و گفت صمیمی دیباچه با امیر کربلایی‌زاده درباره وضعیت سخت این روزهای تئاتر

طی سالهای اخیر ،هیچ برنامه درستی برای معرفی هنر ناب تئاتر نداشتیم | هنرمندان این عرصه در شرایط کرونا، شناسایی و کُددار شوند تا حقوق ماهیانه بگیرند

۱۱:۴۸  -  ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰
«فقیهه سلطانی»، بازیگر تلویزیون، تئاتر و سینما در گفتگو با دیباچه گفت:

تحمل ریتم کُند سریال‌های اخیر را ندارم | تصویری که از زن در سریال‌ها به نمایش در می‌آید را نمی‌پسندم!

۱۰:۴۰  -  ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۰
«اصغر پیران»، خواننده و بازیگر سینما و تئاتر در گفتگو با دیباچه گفت:

بامداد افشار می‌گوید " جنس صدای من با آهنگسازی او سازگارتر است | من نه سبک دارم و نه تعزیه­ خوان هستم!

۱۲:۵۴  -  ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰
گفتگو «دیباچه» با لیلا صبوحی نویسنده «نیوتن زیر دختر گردو»

 خودسانسوری در زنان نویسنده بیشتر است | این روز‌ها مشغول بازنویسی خاطره‌های پدرم هستم!

۱۱:۰۴  -  ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۰
پربازدیدها
آخرین اخبار