يکشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۹  |  Sunday, 05 July 2020

دیباچه

کد خبر: ۴۹۹۹۳
تاریخ انتشار : ۵۳ : ۱۱ - ۱۲ دی ۱۳۹۸
گفت و گو با « ساناز سماواتی» بازیگر نقش« نیره زن تراب» در  سریال « وارش»:

فاطمه شعبانی : همه از رنجهایی که بر وارش رفت می­ گویند اما هیچ کس متوجه نشد که زنی مظلوم تر از وارش هم در سریال بود که هیچ کس با او همدلی نمی­کرد!. همه به اسم« زن تراب» می­شناسندش کسی که حتی از خودش هویت و اسم مستقل نداشت و در حاشیه اسم بزرگ شوهرش بود.« نیره»« زن تراب» نماد تمام زنهای مظلوم و اصطلاحا بی دست و پای این مرز و بوم است که کاری جزرنج کشیدن و دم نزدن ندارند. نقش« نیره» را در سریال« وارش» «ساناز سماواتی» بازی می­ کرد سماواتی درباره کاراکتر نیره می­ گوید:« نیره شخصیت مظلومی بود و خیلی دلم برایش می­ سوخت و دوست داشتم یکطوری کمکش کنم. واقعا یک جاهایی جلوی خودم را می­ گرفتم مثلا در صحنه عروسی که مظلومانه گوشه اتاق نشسته بود وگریه می­ کرد. دلم می­خواست نیره اینطور نباشد داد بزند، جیغ بزند و حق خودش را از زندگی بگیرد.»

بی گناه ترین فرد نیره بود | خیلی وقتها می­گویند فلانی بازیگر خوبیه اما ببین فالوورش چندتاست!!

تعریف شما از کاراکتر نیره در سریال وارش چیست؟

به نظرم در این سریال بی­گناه­ ترین فرد نیره بود. چون در چرخه­ایی قرار گرفته بود که یک زندگی 20 و چند ساله را  با مردی یدک می­ کشید که می ­دانست عاشقش نیست. نیره به نوعی قربانی فرهنگ جامعه خودش شده بود؛ البته ناگفته نماند عدم جسارت خودش هم به این قضیه دامن می ­زد. نیره مصداق طیفی از زنان جامعه ماست که شاید به نوعی در ابتدا خودشان باید شجاعت زندگی ­کردن را داشته باشند و قدرتشان را پیدا کنند و ببینند جایگاهشان به عنوان یک زن کجای زندگی، جامعه و خانواده است. شاید اگر نیره قدرت و جایگاه خودش را کشف کرده بود تن به زندگی که یک عشق یک طرفه باشد، نمی­ داد.

آیا در جامعه با چنین زنان بی اراده ای که نمی­­توانند حق خودشان را بگیرند، مواجه شده اید؟ 

خیلی زیاد مواجه شده ام، نیره نماد عینی همین زنهاست. درحالیکه اگر شجاعت زندگ ی­کردن را داشت می­توانست زندگی بهتری داشته باشد. نیره عاشق بود اگر بخواهیم دقیق ترتعریف کنیم نیره عاشق دلسوخته بود که  در یک عشق یک طرفه قرار داشت! کما اینکه خود تراب هم به وضوح این را تعریف می­ کرد در سکانس روز عروسی اش که در کنار دریا با وارش ایستاده می ­گفت: نیره گناهی ندارد و او فقط با من زندگی کرده است!. بنابراین کامل­ترین تعریفی که می­توان از نیره کرد این است: یک عاشق صادق که به یک عشق یک طرفه تن داده بود.

به عنوان یک خانم نظرتان درباره این تفکرکه زنها باید بسوزند و بسازند و به هرقیمتی زندگی کنند چیست؟

 صددرصد مخالفم!البته بهتر است که به این مصداق کلی تر بدهیم که ربطی به جنسیت ندارد هیچ انسانی نباید تن به شرایطی که دوست ندارد بدهد فرقی ندارد زن باشد یا مرد.

تفاوت اساسی نیره با وارش را در چی می­بینید؟

به نظرم هر2 زن داخل یک چرخه تکراری که شاید قرن ها در فرهنگ ماست افتاده اند: زنی که به تمام شرایط تن می ­دهد. البته وارش از یک جایی شروع به شکاندن پوسته اش کرد از جایی که مستقل شد و سعی کرد خودش کسب درآمد کند این چرخه را شکاند و بیرون آمد. از آن جهت که تن به خواسته دیگران نداد به عنوان عشق، تراب را قبول نکرد از این نظر جسارت بیشتری نسبت به نیره در زندگی داشت.

در مصاحبه ای گفته بودید هنوز بعد از یک سال که از فیلمبرداری این سریال گذشته است، من هنوز به آن فکر می­کنم چرا؟ این سریال چه ویژگی داشت که اینطور دروجودشما ته نشین شده است؟

 ، کاراکترها در وجود بازیگر می ­آیند و می­ روند برای اینکه بتواند ایفای نقش کند اما بعضی کاراکترها شاید به شرایط فکری و روحی آدم بستگی دارد، در وجود آدم ته نشین می­ شود و با او می­ ماند. به دلیل کارهای حمایتی که در سطح جامعه انجام می­دهم امثال نیره ها را زیاد می ­بینم. نیره شخصیت مظلومی بود و خیلی دلم برایش می ­سوخت و دوست داشتم یکطوری کمکش کنم و واقعا یک جاهایی جلوی خودم را می­ گرفتم مثلا در صحنه عروسی که مظلومانه گوشه اتاق نشسته بود وگریه می­ کرد تازه توسط تراب محکوم شد که تو داری عروسی من را بهم می­زنی!! درحالیکه یک گوشه ای کز کرده بود آن لحظه خیلی لحظه دلسوزانه ای بود دلم می­خواست نیره اینطور نباشد داد بزند، جیغ بزند و حق خودش را از زندگی اش بگیرد. تنها کاراکتر نیره نیست که با من زندگی می­ کند چند کاراکتر دیگر هم هست که خیلی سال است با من زندگی می ­کنند! یک کاراکتر دیگر به نام زیبا در سریال راز یک خزان که سال 1376 این سریال را بازی کردم و در زمان خودش بازتاب خیلی خوبی داشت زیبا با من زندگی می ­کند و حسش می­کنم خیلی وقتها در وجود من می ­آید و می­ رود و من باهاش زندگی می­ کنم. چندسال قبل هم یک تله فیلم برای آقای حامد حسینی کار کردم با عنوان چیزی تا اذان نمانده کاراکتر زنی که شوهرش را در تصادف از دست داده و یک نوزاد روی دستش مانده بود با مسائل معیشتی فراوان اما آن زن در کمال مناعت طبع خون شوهرش را بخشید، سکانسی که کلید را در دست صاحبخانه می­گذاشت و می رفت برای همیشه در ذهن من مانده است( بابغض) الان هم که یادش افتادم گریه ام گرفته است. ما چرا اینقدر از هم دور شدیم؟ چه اتفاقی برای ما افتاده است؟ این روزها من در جامعه به دنبال انسان می­گردم دنیای اطراف ما کلی آدم است که نیاز به کمک دارند و این طبیعی است که نمی­توانیم به همه شان کمک کنیم اما همدردی که می­توانیم بکنیم یا اگر خودمان نمی­توانیم کمکی کنیم با اطلاع رسانی شاید کس دیگری بتواند کمک کند گاهی این اتفاق نمی­افتد.

نیره های دهه 90 با نیره های دهه 30 تفاوت چندانی نکرده اند، نیره یکجور  سکوت می­کرد اینها یکطور دیگر اقدام می­کنند اما جنس کارشان یکی است: به هر قیمت زندگی کردن، ما به این نیره ها چه کمکی می­توانیم بکنیم؟

 اصلی ­ترین کمکی که می­ توانیم به این نیره ها بکنیم این است که زیر ساخت کشورمان را بالا ببریم آگاهی رسانی، کتاب خواندن، مطالعه و فکر کردن را به نیره ها بیاموزیم این را بیاموزیم که اگر برایشان این اتفاق افتاد این جسارت را پیدا کنند که دست شان را روی زانویشان بگذارند و یاعلی بگویند و بلند بشوند.

کاری که وارش کرد و جلوی جامعه ایستاد...

 بله، دقیقا وارش جلوی عشقی که تراب از نوجوانی داشت، ایستاد و نه گفت. بعد از مشکلاتی که با 2 ازدواج برایش پیش آمد و 2 بچه خردسال که روی دستش مانده بود اما روی پای خودش ایستاد و تن به ازدواج اجباری نداد و پلو کبابی را باز و بچه هایش را بزرگ کرد هرچند او هم در نهایت گرفتار رفتار بچه هایش شد اما لااقل ایستادن و دست روی زانوی خود گذاشتن را بلد شده بوده آنهم در جامعه کوچک روستایی که این کار خیلی سخت بود.

شما مدتها در قاب تلویزیون غایب بودید سریال وارش می­تواند نوید بازگشت دوباره شما به تلویزیون باشد؟ درکل چرا بازیگران خوبی امثال شما در حاشیه قرار گرفته اند؟

البته من قبل از سریال وارش هم سریال موفقی برای نوجوانان به نام محرمانه راداشتم و خوشبختانه فوق العاده بازتاب خوبی داشت و خیلی خوشحالم که در این سریال حضور داشتم یک کار روانشناسی متفاوت بود. اینکه من یا برخی دوستان کم کارهستیم دلایل زیادی دارد یکی از دلایل برمی­گردد به اینکه ضوابط کار کردن و کارگرفتن متفاوت شده است. زمانی که من کار را شروع کردم توانایی در ایفای نقش یکی از مهم­ترین دلایل انتخاب فرد برای ایفای نقش بود و اینکه چهره و نحوه بازی اش به این کار می­خورد یا نه اما این روزها خیلی تفاوت کرده یکی از این تفاوتها فروش نقش ها است!! به ما مستقیما نمی­گویند نقش را بخر می­گویند شما اسپانسر سراغ داری بیاوری؟! خنده دار است از زمانی که مادیات وارد هنر شده و چهره هنر را با وزنه مادی بررسی و اندازه گیری می­کنند این اتفاقات زیادمی­افتد. من که خودم را در جایگاه شاگردی می­بینم اما خیلی از پیشکسوتهای ما با وجودی که فوق العاده هستند در حاشیه قرار گرفته اند و در خانه نشسته اند. متاسفانه به جای اینکه معیار انتخاب بازیگر توانایی ایفای نقش باشد اندازه فالوورهایش در فضای مجازی است، خیلی وقتها می­گویند فلانی بازیگر خوبیه اما ببین فالوورش چند تاست!! تعداد فالوور  چه ربطی به توانایی ایفای نقش دارد؟؟ دلیل دیگر اینکه تولیدات تلویزیون کم شده و سطح تولیدات پایین آمده است ما هم عملا بچه های تلویزیون هستیم؛ سینما هم رانت شده و عده خاصی کار می­کنند و دلیلش را ما نمی­دانیم که چی است. از طرفی شخصیت من اینطور است که اهل ورزشم و به هیچ وجه اهل سیگار کشیدن و الکی در خیابان گشتن نیستم از بچگی عشقم این بود که در خانه بمانم وکتاب بخوانم خیلی ها مثل من هستند. به نظرم جامعه صنفی ما باید یک مقدار مستحکم­تر عمل کند.

به عنوان سوال آخر: این روزها مشغول چه کاری هستید؟

الان تئاتری در فرهنگسرا شفق دارم به نام ننه شهرزاد در سرزمین عجایب که یک کار موزیکال برای رنج سنی کودک با محوریت دوستی، همدلی، همکاری، همیاری و صلح است که تئاتر شاد و آموزنده ای است از دوستانی که کودک دارند دعوت می­کنم تشریف بیاورند قطعا فرزندانشان خوششان می­آید.

 

 

نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
انتشار یک کتاب از نامه‌های خصوصی « عباس کیارستمی »،خبرساز شد

اعتراض احمد کیارستمی چه بود؟

۱۰:۱۹  -  ۰۷ تير ۱۳۹۹
گفت و گو داغ « محمدحسین لطیفی » با عوامل فیلم « تیغ و ترمه »

علی قائم مقامی تهیه کننده : احترام آقای پوراحمد را رعایت نکردند و به « تیغ و ترمه » تنها یک سانس دادند!

۱۷:۰۷  -  ۰۲ تير ۱۳۹۹
پس از ۲۳ سال منتشر شد

دفتر شعری محمدرضا شفیعی کدکنی

۱۴:۰۱  -  ۱۱ خرداد ۱۳۹۹