چهارشنبه ۲۵ فروردين ۱۴۰۰  |  Wednesday, 14 April 2021

دیباچه

کد خبر: ۱۵۵۷۳
تاریخ انتشار : ۰۰ : ۱۰ - ۱۸ تير ۱۳۹۵
مریم معینی از فصل های رنگ و هویت بخشی لباس می گوید.
دیباچه: تاثیرگذاری بخش های مختلف هنری بر روی هم امری اجتناب ناپذیر است که باعث رشد و قوت گرفتن ریشه های مشترک هنری می شود. این مسئله در طراحی لباس ایران که مراحل کودکی خود را می گذراند می تواند به عنوان امری شتاب دهنده عمل کند و برای رسیدن به جریان سازی و شکل گیری مد ایرانی-اسلامی. در این خصوص با مریم معینی؛ طراح لباس در تئاتر و مد عمومی، طراح صحنه، بازیگر و کارگردان تئاتر که در قالب گروه ماه فعالیت می کند گفت وگو کرده ایم.



ما شما را بیشتر به عنوان طراح لباس در تئاتر و کمتر به عنوان طراح لباس در حوزه مد عمومی می شناسیم. درباره فعالییتان در حوزه مد عمومی توضیح می دهید.

زمانی که من در کار عروسکی بودم، می دیدم دوستان عروسک های خوبی را دوستان درست می کنند ولی لباس هایی را به تن عروسک می کنند که زیبایی آن را از بین می برد یا پارچه ای با جنس نامناسب برای عروسک استفاده می کردند که باعث می شد زیبایی عروسک از بین برود. از طرف دیگر متوجه شدم که توجه به لباس بازیگردان نمی شود و در کنار عروسک ظریف، یک عروسک گردان به شکل نا متناسب و طراحی نشده -که ظرافتی ندارد- وجود دارد که در واقع دو فضای متفاوت و ناهمخوان را ایجاد می کنند. این دو مسئله باعث شد که من طراحی لباس کار عروسک را انجام بدهم. بعد به مرور وارد کار طراحی صحنه و بازیگری شدم.

تا زمانی که مسائل مالی در کار تئاتر به من جواب نمی داد؛ یعنی معیشت زندگی دچار مشکل شد. به همین دلیل سراغ کار لباس آمدم که در ابتدا برای خودم و اطرافیانم لباس طراحی و آماده می کردم. بعدتر این کار را گسترش دادم ودر حال حاضر، به طور معمول فصلی یکبار به شکلی کوچک و نه فراگیر کار طراحی لباس را انجام می دهم و تقریبا چهار سال است که این بخش را برای گذران زندگی انجام می دهم.

دیباچه- مریم معینی (3)طراحی های شما دارای چه ویژگی هایی هستند که کار شما را شاخص می کنند؟

واقعیت این است که من سری سفر به هندوستان داشتم و این باعث شد که رنگ در کارم بیاید و اگر در حال حاضر لباس رنگی پوشیدن خانم ها  یک مسئله عادی شده است اما در 10 سال گذشته چندان این اتفاق را نداشتیم. قصدم این بود که رنگ وارد زندگی خانم ها در بیرون از خانه شود مگر این که در طراحی هایم بخواهم رنگ را حذف کنم در غیر این صورت یکی از شاخصه های کار من رنگ داشتن آنهاست.

در کنار ویژگی رنگ، زمانی برای من برش کارهایم مهم بود و در زمانی دیگر تلفیق پارچه های متضاد باهم. در بازه ای نیز لباس های ایرانی را نگاه می کردم و ایده می گرفتم. وجهی که دیگران درباره لباس های من می گویند این است که «اینها مد نیستند و ما هر وقت که بخواهیم می توانیم آنها را بپوشیم و خیلی با موج بیرون همراه نیستند.»

من بیشتر حسی کار می کنم و لباس های کار را در ادامه ایده ها و متریال جدید پیش می برم.

شما گفتید با مسافرت به هند رنگ وارد کارهای شما شد. آیا این تاثیرگذاری در محدوده رنگ باقی ماند؟ نوع مواجهه شما با لباس های سنتی هند چه بوده است؟

به طور معمول این ایده گرفتن در سطح رنگ باقی نماند مثال می زنم؛ اگر شما شلوارهای هندی را دیده باشید که پاچه های تنگی دارند اما گشاد هستند. من در یک سری از لباس هایم این ترکیب را در آستین ها استفاده کردم در واقع ما می بینیم ایده می گیریم تغییرش می دهیم و این ایده ها را مال خودمان می کنیم. من فکر می کنم یک بخش از کار هنرمند در هر حیطه ای این است که از کارای هنری پیرامون یا زندگی یا اتفاقاتی که هست تاثیر می گیرد و یک چیز جدیدتری را ارائه می دهد؛ کار طراحی لباس هم شامل این وضعیت می شود.

در سال های گذشته شما خانم ها را در خیابان می  دیدید که شبیه هم لباس می پوشند و این درست نبود چون هر کسی هویت خودش را دارد. به همین دلیل زمانی که کسی برای لباس به من مراجعه می کند به او پیشنهاداتی می دهم و کمک می کنم تا طراحی یا انتخاب متریال نگاه و هویت مخاطب را در خودش داشته باشد. زمانی در کنار لباس ها پارچه می گذاشتم و به مخاطبم می گفتم اگر این پارچه از این طراحی را دوست ندارید، می توانید پارچه دیگری را انتخاب کنید یا اگر این رنگ را می پسندید، رنگ های مکملش اینها هستند و به این ترتیب مخاطب من فعالانه وارد انتخاب لباس برای خودش می شد.

خیلی از لباس ها و طراحی های من تک هستند. اگر من 10 مدل لباس را کار می کنم اینها شبیه هم نیستند و زمانی که مخاطب لباسی را انتخاب می کند حتما چیدمان رنگ و پارچه شان با هم متفاوت است و در طراحی هایم خیلی چیدمان شده برخورد نمی کنم.

دیباچه-معینی2

نقدی وجود دارد که طراحی های حال حاضر ما در لباس، نشانی از لباس های سنتی و ایرانی ندارند و در نهایت محدود شده اند به چاپ یا انداختن بته جقه روی لباس، البته به تازگی سهیلا جبری مجموعه لباس «شهرزاد» را به نمایش گذاشت که در این طراحی ها لباس کردی را مدرن و مناسب برای پوشش امروزی کرده بود که نوید از آغاز جریانی در این زمینه می دهد. نظر شما راجع به این نقدها چیست؟

به نظر من این مسئله بر می گردد به این که آن هنرمند چه می‎خواهد و نمی توان این نقد را وارد کرد چون این نوع از طراحی شاید خواسته آن طراح و مخاطبش نباشد اما مسئله ای که وجود دارد این است، این رویکرد در مقوله فرهنگسازی قرار می گیرد که من نیز به نوعی دغدغه اش را داشته ام که لباس ایل قشقایی را چگونه وارد پوشش روزمره مان کنیم. فکر می کنم اتفاقاتی از این دست یک بستری را ایجاد می کنند که بتوان لباس های سنتی ایران را وارد پوشاک روزمره مردم کنیم. البته این موضوع جنبه های مختلف دارد که کسی روی طراحی خود لباس کار کند. ممکن است یک طراح طرح کاشی را روی لباس بیندازد؛ یعنی اینها در کنار هم اتفاق خوبی هستند.

در حال حاضر در دوره گذاری هستیم که می تواند اتفاقات خوبی در حوزه طراحی لباس بیفتد. در کنار پوشاک خانم ها این پرسش مطرح می شود که چرا آقایان ما هم نباید لباس های سنتی مانند تربت جام را بپوشند. البته این مسئله هم مهم است که جامعه نیز بتواند پذیرای چنین طراحی هایی باشد و نگویند که چرا فردی چنین لباسی را پوشیده است. در کنار این بخش ها خیلی از هنرمندان ما نیز در فستیوال ها لباس هایی را می پوشند که نشان از لباس های سنتی ما دارند مانند لباس مشکی نگار جواهریان که برای من یادآور ایل قشقایی بود.

دیباچه-معینی3

وضعیت حال حاضر مد برای زنان را چگونه می بینید؟

به نظر من کار لباس برای خانم ها در مسیر خوبی حرکت می کند. زمانی که من کارم را شروع کردم. تعداد کسانی که این کار را آغاز کرده بودند زیاد نبودند اما در حال حاضر به این رقم افزوده شده است و ما طراحان مختلف و با ایده های متنوع را می بینیم. در حال حاضر کسی که می خواهد لباس تهیه کند. با لباس های متنوعی روبه روست که بر اساس نیاز و رویکردهای خودش می تواند لباسش را انتخاب کند.

 

رابطه بین بخش هنری یعنی طراحی لباس را با بخش تجاری آن چگونه می بینید؟

اینکه بخش تجاری بخش هنری را درک کند مهم است چون دستمزدی که برای طراح لباس درنظر می گیرند. مبلغ ناچیزی است که زمان، دانش و ایده‎ای که صرف این طراحی شده است را در نظر نمی گیرند. زمانی از سمت تولیدی به من کار پیشنهاد شد که طراحی های من را می پسندیدند. زمانی که راجع به کار صحبت می کردیم  گفتند که ما لباس از ترکیه می آوریم آنها را می شکافیم، الگوهایشان را در می آوریم و کار می کنیم و این یک نوع تقلب محسوب می شود. متاسفانه بخش تجاری اهمیتی برای بخش هنری قائل نیست و نمی خواهد در این بخش سرمایه گذاری کند.

 

گفت و گو: هوم بزی
برچسب ها: مریم معینی
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
در کارگاه مجازی زبان و ادبیات فارسی مطرح شد

زبان و ادبیات فارسی بیش از ۸۰۰ سال زبان و ادبیات رسمی و دیوانی هندوستان بوده است!

۱۳:۴۱  -  ۲۳ فروردين ۱۴۰۰
گفت و گو صمیمی دیباچه با « صهبا شرافتی » بازیگر نقش روناک در سریال « نون خ »

کاراکتر « روناک» شبیه شخصیت خودم است! | هر حرفی جایی دارد ،اگر موقعیت‌ها اشتباه گرفته شود عصبانی می­ شوم!

۱۱:۵۳  -  ۲۱ فروردين ۱۴۰۰

« کرونا » خانه سینما را تعطیل کرد!

۱۳:۴۴  -  ۲۲ فروردين ۱۴۰۰
آخرین اخبار