پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱  |  Thursday, 18 August 2022

دیباچه

کد خبر: ۵۱۵۴۱
تاریخ انتشار : ۰۰ : ۰۹ - ۲۴ بهمن ۱۴۰۰

فاطیماه میرزایی دخت : در کارنامه کاری اش نوشته شده که روزنامه نگار، مدیر دارالترجمه ۲۴، موسس گروه ماجراجویان معلول ایران، ترویج کننده گردشگری ماجراجویانه برای معلولین و عضو کمیته رفتینگ فدراسیون قایقرانی (قایقرانی در آب‌های خروشان) است که سه فعالیت آخرش، حکایت از ماجراجویی‌های او می‌کند؛ به طوری که با وجود روبرو شدن با تمامی فراز و نشیب ها، سبک زندگی خاصی را برای خود انتخاب کرده است و در زندگی اش، امید، حرف اول را می‌زند.

سعید ضروری، نویسنده، مترجم، مدرس و گردشگر ماجراجو، در رابطه با معلولیت خود اظهار کرد: معلولیت من، دیستروفی عضلانی (یک بیماری عضلانی) است که در این بیماری، عضله‌ها تحلیل می‌روند و ضعیف می‌شوند و انواع متفاوتی نیز دارد. واقعیت این است که من در دوران دبستان راه می‌رفتم، امّا پس از آن بود که از عصا و ویلچر دستی استفاده کردم و در حال حاضر نیز، از ویلچر برقی استفاده می‌کنم.

آیا معلولیت، واقعاً محدودیت نیست؟ / سقوط آزاد این بار به طعم معلولیت

او با اشاره به چالش‌هایی که با وجود معلولیت، با آن‌ها روبرو بوده است، بیان کرد: بزرگترین چالشی که با وجود معلولیت داشته ام، پیدا کردن راهی برای تجربه کردن ورزش‌ها و فعالیت‌های مهیّج و انجام دادن آن‌ها بوده و است و یک جمله معروفی دارم که " از اوج آسمان تا اعماق دریا و زمین، ماجراجویی و سفر می‌کنم. " که اگرچه این، جمله ساده‌ای به نظر می‌آید، امّا پر از چالش و تجربه اتفاق‌های مهیّج و عجیب و غریب است.

این گردشگر، در خصوص ایده شکل گیری گروه ماجراجویان معلول مطرح کرد: گروه ماجراجویان معلول ایران، گروهی است که از طریق آن، افراد دارای معلولیت را به سفر‌های مهیّج و طبیعت گردی می‌برم که در این میان، افرادی که معلولیت ندارند هم، ما را همراهی می‌کنند و پرواز، غواصی، طبیعت گردی، کمپ و... فعالیت‌هایی است که در برنامه سفرهایمان داریم و تقریبا، این کار را از سال ۹۳ شروع کرده ام و اگرچه در این دو سال کرونا، سفرهایمان متوقف شدند، امّا در حال حاضر، دوباره شروع به کار کرده ایم.

« ضروری »  تصریح کرد: واقعیت این است که همیشه هیجان طلبی و ماجراجویی در من وجود داشته، امّا شکل آن متفاوت بوده است و زمانی که برای خودم، خوداشتغالی ایجاد کرده و استقلال مالی و حرکتی پیدا کردم، تصمیم گرفتم سفر کردن را شروع و تجربه کنم چراکه از کودکی تا به امروز، اتفاق‌های زیادی برای من رخ داد تا توانستم در شرایط کنونی، بی محابا، هرکاری که دلم می‌خواهد در آسمان، دریا و زمین انجام دهم و در کتاب " زندگی ضروری " که یک زندگینامه است و خودم، آن را نوشته ام به این موضوع اشاره کرده ام و گفتنی است که در حال حاضر نیز، این کتاب من به چاپ دوم رسیده و در آستانه به چاپ سوم رسیدن است و به طور کامل، درمورد هر آن چه که در تمامی این مدت رخ داده است، توضیح داده ام.

آیا معلولیت، واقعاً محدودیت نیست؟ / سقوط آزاد این بار به طعم معلولیت

این نویسنده گفت: در سال ۲۰۰۹، زمانی که دانشجوی ادبیات انگلیسی بودم، پس از تجربه یک پرواز با هواپیمای فوق سبک و سفری که به هند داشتم، تصمیم گرفتم بیشتر سفر کرده و هیجان و ماجراجویی را تجربه کنم و علاوه بر این، با توجه به معلولیتی که داشتم و می‌دانستم به من کار نمی‌دهند، تصمیم گرفتم که برای خودم، کار ایجاد کنم و این فکر از همان دوران دانشجویی با من همراه بود تا کاری کنم که دستم در جیب خودم باشد و روی توانمندی هایم سرمایه گذاری کنم و این کار را هم انجام دادم تا جایی که مهارت کامپیوترم را افزایش دادم و از رشته تحصیلی ام برای ورود به کار استفاده کردم و از سال ۸۷-۸۸ بود که فعالیت روزنامه نگاری هم انجام دادم و در رسانه هایی، چون دنیای اقتصاد، مردم سالاری و جام جم، در حوزه معلولیت، ماجراجویی و سفر فعالیت کردم و با افراد خاص نیز مصاحبه‌هایی انجام دادم.

او با اشاره به جمله " معلولیت محدودیت نیست. " ادامه داد: به نظر من، اگرچه جمله" معلولیت محدودیت نیست. " حرف درستی نیست و واقعیت ندارد و خیلی نمی‌توان به آن استناد کرد، امّا شعار خوب و زیبایی است و خودم هم، کمی از آن استفاده کرده ام چراکه معلولیت، محدودیت است و وقتی افراد دچار این مشکل شوند، بسیاری از کار‌ها را نمی‌توانند انجام دهند، امّا در این میان، یک، ولی بزرگ وجود دارد که به هر حال، اگر ما انسان ها، چشم و گوشمان را باز کنیم، می‌توانیم با هر محدودیتی کنار بیاییم و اگرچه این محدودیت‌ها در بسیاری از مواقع، مانع بزرگی می‌شوند و سرعت عمل را کاهش می‌دهند و باعث می‌شوند که نتوانیم بسیاری از کار‌ها را انجام دهیم، اما این دلایل باعث نمی‌شوند که نتوانیم از زندگی خود لذت ببریم و در حقیقت، ما هم نباید اجازه دهیم که معلولیت، زندگی ما را محدود کند. زیرا ما مسئول زندگی خود هستیم.

آیا معلولیت، واقعاً محدودیت نیست؟ / سقوط آزاد این بار به طعم معلولیت

« ضروری» ، در خصوص نقش امید و ناامیدی در زندگی افراد بیان کرد: ناامیدی برای هر انسانی سَم است؛ به طوری که باعث می‌شود فرد، پتانسیل‌های خود را نادیده بگیرد و روی ناتوانی هایش تمرکز کند و نقاط مثبت را نبیند. امّا واقعیت این است که این موضوع، در افراد معلول بیشتر است. به همین دلیل سعی کرده ام که در زندگی ام امید داشته باشم تا جایی که در ابتدا آموزشگاه مجازی زبان داشتم و سال‌ها برای این کار، زمان گذاشتم، یاد گرفتم، تحقیق کرده و خودم را آماده کردم و حتی مدت‌ها به طور رایگان آموزش دادم تا تدریس را یاد بگیرم و بسیار تلاش کردم تا مهارت کسب کنم و برای همه این‌ها برنامه ریزی کردم چراکه هیچ چیزِ ماندگار، براحتی و به طور اتفاقی بدست نمی‌آید و من هم از همان اوایل دانشجویی ام می‌خواستم که یک روزی در رشته زبان انگلیسی، حرفی برای گفتن داشته باشم و برایش هم تلاش کردم.

این مترجم با اشاره به تأثیر یک بیت شعر روی زندگی اش اظهار کرد: یکی از شعر‌هایی که در طول زندگی ام، روی من تاثیر بسزایی گذاشته است و من هم، آن را در امضاء کتابم می‌نویسم بیتِ " این نفسی را که نیابم دگر/ حیف بُوَد گر به غم آرم به سر " است که خودم هم بسیار به آن اعتقاد دارم.

او در رابطه با خصیصه درونگرا یا برونگرا بودن خود تصریح کرد: اگرچه به طور کلی، فرد درونگرایی هستم، امّا دامنه ارتباطات من بسیار گسترده است و دوستان زیادی دارم، هرچند که گاهی ممکن است درونگرا و برخی از مواقع هم، برونگرا باشم. زیرا به طور کلی، با افرادی که خط فکری خودم را دارند ارتباط برقرار می‌کنم تا جایی که تخصص من، ساختن دوستی‌های عمیق و پایدار است.

« ضروری » ، در خصوص اهمیت نقش « ویلچر برقی »  در زندگی معلولین اظهار کرد: استقلال حرکتی یعنی داشتن ویلچر برقی برای افرادی که معلولیت بسیار شدیدی دارند و متأسفانه، این مهم در کشور ما در دسترس همه افراد دارای معلولیت نیست و این که من توانستم ویلچر برقی را به زندگی ام اضافه کنم و مستقل شوم اتفاق بسیار مثبتی برای من است، چون از لحاظ حرکتی، استقلال پیدا کردم و دیگر وابسته به دیگران نیستم.

آیا معلولیت، واقعاً محدودیت نیست؟ / سقوط آزاد این بار به طعم معلولیت

این طبیعت گرد، در رابطه با ماجراجویی هایش اظهار کرد: این که ماجراجویی می‌کنم بدین معناست که فراتر از مرز توانایی هایم می‌روم و کار‌هایی که عملا نمی‌توانم انجام دهم را با یک شکل و شیوه دیگر انجام می‌دهم و یک هشتگی دارم تحت عنوان #به ویلچرت_ بچسب. یعنی از ویلچرت جدا نشو که این یک نوع فرهنگ سازی است که ما نباید در تمامی مراحل زندگی خود از ویلچرمان جدا شویم و دلیل آن هم مناسب بودن چنین شرایطی است که می‌توانیم از طریق آن، همه جا برویم و کارهایمان را انجام دهیم بدون این که نیاز به جابه جایی داشته باشیم و بدنبال آن می‌توانیم از وسایل نقلیه عمومی، چون مترو، اتوبوس و از تمامی فضا‌ها هم استفاده کنیم و در این میان، اگرچه خود من با ویلچرم پرواز کرده و زیر پاراگلایدر آویزان بوده ام، غواصی کرده و در بام تهران، زیپ لاین کرده ام و حتی غواصی بدون هوا و با حبس نفس و همچنین، اسکی روی آب و... انجام داده ام. امّا نمی‌توانم در فضای شهری، از مترو و اتوبوس استفاده کنم و البته انجام همه فعالیت‌های مهیّجی که به آن‌ها اشاره کردم حاکی از این است که وقتی ما بخواهیم کاری را انجام دهیم شرایط می‌تواند به صورتی باشد که معلولیتمان را احساس نکنیم و این موضوع در ماجراجویی‌های من کاملا مشهود است.

او در پایان با اشاره به خاطرات خوب و بدی که در این مسیر دشوار داشته است، خاطرنشان کرد: در این مسیر، خاطرات خوب زیادی داشته ام، امّا اگر بخواهم درمورد خاطرات بد بگویم همان کار‌هایی است که با وجود برنامه ریزی‌ها می‌خواستم انجام دهم، اما به دلایل مختلفی، چون شرایط نامساعد جوّی و... نشده است که انجام دهم و اگرچه حس خوبی از این موضوع دریافت نکرده ام، امّا هر زمانی که شکست خوردم، در مقابل، تجربه‌های خوبی نیز کسب کرده ام تا بتوانم کار‌های بعدی را به درستی، محکم‌تر و ایمن‌تر انجام دهم و خدا را شکر، در این چند سال که نزدیک به یک دهه می‌شود، هیچ زمانی در هیچ فعالیت ماجراجویانه ای، حتی یک خراش هم برنداشتم و این را مدیون افراد حرفه‌ای هستم که دوستانم هستند و به من کمک کردند تا به کار‌های مورد علاقه ام دست پیدا کنم چراکه اگر انسان برای اهداف خود برنامه ریزی و تلاش کند به آن‌ها خواهد رسید و در این میان، باید به این نکته توجه کرد که گاهی هم برای برخی از اهداف و کار‌ها برنامه ریزی می‌کنیم، اما آن‌ها برای زندگی ما طراحی نشده اند و متعلق به ما نیستند و به همین دلیل، من همیشه سعی می‌کنم در انجام کارهایم با افراد متخصص و کاربلد مشورت کنم و واقعیت این است که بدون مشورت گرفتن هیچ کاری انجام نمی‌دهم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
گفتگو دیباچه با اصغر همت، درباره‌ی توقیف نمایش‌ها و وضعیت این روز‌های تئاتر

نهاد‌های غیرمرتبط در تئاتر دخالت نکنند / تا زمانی که از پایه مشکلات حل نشود، تئاتر ما به مثابه خانه روی شن است

۱۱:۱۹  -  ۲۶ مرداد ۱۴۰۱
گفت و گو دیباچه با تهیه‌کننده و کارگردان نماهنگ مسافران خورشید

ساخت نماهنگ تاریخی همانند فیلم تاریخی پرهزینه‌ است/ استفاده از تابلوی ظهر عاشورای مرحوم استاد اسماعیل زاده در نماهنگ

۱۵:۵۰  -  ۱۸ مرداد ۱۴۰۱
تاسوعا و عاشورای حسینی در قاب تصویر دیباچه؛

وقتی باران اشک، موسیقی زمین و آسمان می‌شود

۱۲:۴۸  -  ۱۸ مرداد ۱۴۰۱
دبیر فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با دیباچه مطرح کرد

وزارت میراث فرهنگی نگاه حمایتی به بافت تاریخی یزد داشته باشد/ سازه‌های خشتی یزد در معرض خطر سیل قرار دارد

۱۰:۳۵  -  ۲۲ مرداد ۱۴۰۱
معرفی کتاب به روایت دیباچه

واقعه عاشورا و شخصیت والای امام حسین (ع) در قلم نویسندگان

۱۰:۴۱  -  ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
نسل طلایی شعر و موسیقی، بازهم ستاره ای را از دست داد

« سایه » ادبیات رفت

۱۰:۲۰  -  ۱۹ مرداد ۱۴۰۱
علیرضا زرین ‌دست فیلمبردار مطرح سینمای کشورمان در گفت و گو با دیباچه مطرح کرد

فیلم های مناسبی برای انتخاب و شرکت در اسکار داریم / موقعیت مهدی در اسکار مورد توجه قرار نمیگیرد / با سکانس هایی از فیلم « قهرمان» ارتباط برقرار نکردم

۲۰:۴۴  -  ۰۷ مرداد ۱۴۰۱
روز شمار محرم به روایت دیباچه / ششم و هفتم محرم در قاب تصویر

اینجا ثانیه‌ها به سوگ نشسته اند

۲۰:۰۲  -  ۱۴ مرداد ۱۴۰۱
آخرین اخبار