يکشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۹  |  Sunday, 05 July 2020

دیباچه

کد خبر: ۵۰۱۵۰
تاریخ انتشار : ۰۲ : ۱۱ - ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۹

محمد حسن گودرزی : سینمای یونان با توجه به غنای تاریخی و داشتن گنجینه بزرگی از منابع ادبی در زمره کشورهایی با سینمای سطح بالای هنری قرار دارد.

با این همه سینمای یونان در سال های اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی کشورش نتوانسته که جایگاه خود را در سینمای اروپا بالا ببرد. با این همه همچنان فیلمسازان این کشور تلاش کرده اند که جایگاه سینمای یونان را در جشنواره های بین المللی و کشورهای اروپایی حفظ کنند.

در این خصوص دیباچه گفتگویی را با دیمیتریس اِلفتئوریتیس (Dimitris Eleftheriotis) از کارشناسان سینما و تئاتر یونان و استاد دانشگاه گلاسکو انجام داده است. الفتئوریدیس زندگی آکادمیک خود را به عنوان دانشجوی فیزیک در دانشگاه آتن آغاز کرد و بعدا به عضویت گروه فیلم سازی این دانشگاه درآمد. وی سپس در سال 1985 تحصیلات لیسانس خود را در دانشگاه وارویک انگلستان با تحصیل در زمینه فیلم و ادبیات ادامه داد. اِلفتئوریتیس دکترای خود را در زمینه فن آوری های جدید در فیلم و تلویزیون در مرکز John Logie Baird (دانشگاه های گلاسگو و استراکلاید) به پایان رساند. وی در حال حاضر در دانشگاه گلاسکو تدریس می کند و علاوه بر این دبیر نشریه های Screen و Journal of Greek Media and Culture است.

سینمای یونان در دهه 80 و 90 دوران خوبی را پشت سر گذاشت. با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی ، وضعیت سینمای یونان چگونه است؟

در دهه های 80 و 90 سینمای یونان به فیلم های تئودوروس آنجلوپولوس(Theodoros Angelopoulos) بسیار وابسته بود تا حضور خود را در محافل بین المللی فیلم احساس کند. اما، با وجود موفقیت های بین المللی برای فیلم هایی مانند سفر به کیتیرا (Voyage to Cythera) در سال 1984،چشم اندازی در مه (Landscape in the Mist)  در سال 1988 و نگاه خیره اولیس(Gaze Ulysses) در سال 1995، این فیلم ها هرگز در بین عموم مردم یونان محبوبیت پیدا نکردند و منتقدان را به دو دسته تقسیم کردند.

از سال 2009 که بحران مالی به طور باور نکردنی یونان را تهدید کرد، احیای واقعی در سینمای یونان رخ داده است. فیلم های دندان سگ (Dogtooth) در سال 2009 به کارگردانی یورگوس لانتیموس (Yorgos Lanthimos) و آتنبرگ(Attenberg) در سال 2010 به کارگردانی آتنا-راچل سنگری (Athena-Rachel Tsangari) نشانه آغاز موج جدیدی در سینمای یونان بودند که منتقدان ملی و بین المللی آن را با عنوان "موج عجیب یونانی" (Greek Weird Wave) معرفی کردند. همانطور که خود سنگری اذعان داشت بحران مالی تأثیر مفیدی در حرفه بین المللی این فیلم ها و کارگردانان آنها داشته، همانطور که جهان به سینمای کشوری اروپایی نگاه می کرد که با بحران رو به رو بود.  

این فیلم ها از نظر من بسیار عالی هستند و ترکیبی از نوآوری، طنز، روایت های مبتکرانه و انتقادات حیرت انگیز اجتماعی و سیاسی است. باید بگویم که سینمای یونان در حال حاضر در جایگاه بسیار خوبی قرار دارد و آثاری فردی بسیار جالب در همه قالب های تولیدی تولید می شود و از سوی دیگر هم فیلم های کوتاه هم راه خود را می روند.

دولت یونان برای حمایت از صنعت سینما چه برنامه هایی دارد؟

فیلم های یونانی از طریق مرکز فیلم یونان (EKK) که از سال 1961 به طور مداوم فعال است توسط دولت حمایت می شود. از این مرکز به دلیل تاثیر خود بر صنعت سینمای یونان و هم از نظر تصمیمات خاص اتخاذ شده ، انتقاداتی شده است اما همچنان و بخصوص در مواقع دشوار به عنوان اصلی ترین پشتیبان محسوب می شود.

از اواخر قرن گذشته، فیلمسازان یونانی به دنبال بودجه منابع و شرکتهای خصوصی و غالباً در ترکیب با پشتیبانی EKK، بسیار خوب عمل کردند. یکی از این فیلم ها که با بودجه مختلط تولید شده و موفقیت خارق العاده ای در سطح ملی داشت، فیلم Touch of Spice  به کارگردانی تاسوس بولمتیس (Tassos Boulmetis)با 1.6میلیون تماشاگر در سطح ملی و موفقیت قابل توجه در سطح بین المللی بود. این سیستم بودجه مختلط امروزه بسیار مورد استفاده مدیران "موج عجیب" و با موفقیت های گوناگون است.

در سالهای اخیر موضوع مهاجرت و پناهندگی به یکی از مهمترین موضوعات در سیاست یونان تبدیل شده است. آیا فیلمسازان یونانی نیز به این موضوع علاقه دارند؟

سینمای یونان از همان ابتدا به مباحث مربوط به مهاجرت علاقه مند بوده است زیرا یونان کشوری است که از نزدیک با پناهندگان در ارتباط است. تعداد قابل توجهی از یونانیان در دهه 1910 و 20 پس از جنگهای بالکان ، جنگ جهانی اول و جنگ های یونان و ترکیه به شهرهای بزرگ مهاجرت کردند. بعداً در دهه 1960 بسیاری از یونانیان به کشورهای اروپای مرکزی مهاجرت کردند که رونق مالی را تجربه کرده بودند. مهاجرت از یونان به آلمان به ویژه در بسیاری از فیلمهای محبوب آن دوره مورد توجه قرار گرفت مانند فیلم ابد و یک روز (Eternity and a Day) از تئو انجلوپولوس و فیلم از لبه شهر (From the Edge of the City) به کارگردانی کونستانتین گینارِس (Constantine Giannaris) که هر دو در سال 1998 ساخته شدند. پناهندگان، اردوگاه پناهندگی و مهاجرت از موضوعات اصلی فیلمهای معاصر و اخیر است که شاید دقیق ترین انتقاد از نگرش ها و سیاست های اجرا شده را می توان در موفقیت بین المللی فیلم وطن (Homeland) به کارگردانی سیلاس زومرکاس (Syllas Tzoumerkas) محصول سال 2010 دید.

با رشد بینندگان تلویزیونی ، آینده صنعت سینما را چگونه پیش بینی می کنید؟

نمی توان پیش بینی کرد که در آینده دقیقاً چه اتفاقی در رابطه با سینما رخ خواهد داد. می خواهم توجه داشته باشید که هر از چند گاهی در طول تاریخ سینما ، سینما مرده خوانده می شود که هر مرگ ناشی و نمایانگر یک تغییر اساسی در جنبه های تکنولوژیکی ، اقتصادی و اجتماعی این شکل پیچیده هنری است. از زمان ورود صدا در اواخر دهه 1920 و اوایل دهه 30 تا زمان ورود مولتیپلکس های چند پرده ای در دهه 80 و 90 منتقدین سینما را مرده اعلام کردند. فیلم کلاسیک سینما پارادیسو (1988) از بسیاری جهات یک تجربه مشترک صدها نفری در حال تماشای و عکس العمل در سالن سینما با همان فیلم است.

شکی نیست که سینما تغییر کرده است ، به ویژه از لحاظ روشی که ما بیشتر اوقات فیلم را تجربه می کنیم در خلوت خانه های خودمان و تماشای آنها به تنهایی. با این حال ، انواع مختلفی از جوامع انسانی با استفاده از سیستم عامل های دیجیتال و شبکه های آنلاین توزیع غیررسمی پدید آمده اند. شاید درست باشد که بگوییم ما ، به طور جمعی به عنوان شهروندان جهان ، فیلم های متنوع تری از گذشته تماشا می کنیم. ما به فیلم هایی از سراسر دنیا و به روش هایی دسترسی داریم که بیست سال پیش نمی توانستیم در خواب هم فکرش را کنیم.

کیارستمی غول سینمای جهان است! |  از فیلمهای ایرانی برای تدریس در دانشگاه گلاسگو استفاده می کنم

همچنین خلاقیت باورنکردنی وجود دارد که به کمک سادگی و مقرون به صرفه بودن فناوری دیجیتال بصری و تصویری کمک می کند که در ایجاد بی شمار فیلم های کوتاه توسط آماتورها در سراسر جهان نشان داده می شود ، فیلم هایی که به طور گسترده از طریق رسانه های اجتماعی پخش و از آن لذت می برند. از بسیاری جهات فیلم و سینما زنده تر از گذشته است!

درباره سینمای ایران چقدر می دانید؟

طرفدار سینمای ایران و کیارستمی هستم که به نظرم یکی از غول های سینما است. فیلم های کیارستمی غالبا با آنجلوپولوس مقاسیه می شود اما من سینمای کیارستمی را ترجیح می دهم.  من به مضامین سفر در سینما علاقه دارم و از فیلمهای ایرانی برای تدریس خود در دانشگاه گلاسگو استفاده کردم ؛یکی از دانشجویان سابق من کریستوفر گائو(Christopher Gow) کتاب فوق العاده ای را درباره سینمای ایران نوشت - سینمای ایران بخش بزرگی از فرهنگ فیلم ما در گلاسکو است.

 

منبع: دیباچه
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
انتشار یک کتاب از نامه‌های خصوصی « عباس کیارستمی »،خبرساز شد

اعتراض احمد کیارستمی چه بود؟

۱۰:۱۹  -  ۰۷ تير ۱۳۹۹
گفت و گو داغ « محمدحسین لطیفی » با عوامل فیلم « تیغ و ترمه »

علی قائم مقامی تهیه کننده : احترام آقای پوراحمد را رعایت نکردند و به « تیغ و ترمه » تنها یک سانس دادند!

۱۷:۰۷  -  ۰۲ تير ۱۳۹۹
پس از ۲۳ سال منتشر شد

دفتر شعری محمدرضا شفیعی کدکنی

۱۴:۰۱  -  ۱۱ خرداد ۱۳۹۹