دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸  |  Monday, 14 October 2019

دیباچه

کد خبر: ۴۹۷۷۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۴ : ۱۴ - ۱۴ مهر ۱۳۹۸

محمد حسن گودرزیامروزه یادگیری یک زبان خارجی و به خصوص زبان انگلیسی در بیشتر کشورها تبدیل به یک امر ضروری برای افراد فعال در زمینه های مختلف شده است. گسترش ارتباطات و رشد صنعت گردشگری باعث شده که افراد از مناطق مختلف جهان بیش از پیش با یکدیگر ارتباطات شفاهی و کتبی داشته باشند و این موضوع نیاز به یادگیری یک زبان خارجی را بیش از پیش تقویت می کند. در این میان زبان انگلیسی به دلیل تعداد بالای گویشوران و برتری بر سایر زبان ها در حوزه های مختلف به نوعی تبدیل به زبان مشترک بین المللی شده است.

در ایران هم با توجه به جمعیت جوان و تاثیرپذیری از مسائلی مانند مهاجرت و گسترش ارتباطات، نیاز به دانستن زبان انگلیسی یا یک زبان خارجی دیگر بیش از پیش احساس می شود. با این همه آموزش زبان انگلیسی در ایران با مشکلاتی رو به رو است و از مسائل مرتبط با این موضوع می توان به عدم کارایی روش های آموزش زبان انگلیسی به دانش آموزان و نبود انگیزه در بین زبان آموزان ایرانی دانست که باعث شده آموزش زبان انگلیسی در ایران با مشکل مواجه شود.

پروفسور فیلیپ شاو (Philip Shaw)  از جمله مدرسان برتر زبان انگلیسی در دانشگاه استکهلم سوئد است. او مدرک دکترای خود را در سال 1983 دریافت کرده و عنوان پایان نامه وی اصلی ترین مشتقات مربوط به نام مکان ها به زبان انگلیسی و آلمانی(The major derivatives from place-names in English and German)  بود. پروفسور شاو، علاوه بر تدریس در دانشگاه استکهلم سوئد، سابقه تدریس در دانشگاه های بریتانیا، تایلند و آلمان را دارد. آثار مکتوبش شامل مقالات زیادی در مورد جنبه های کاربردی انگلیسی و شغلی انگلیسی (و برخی در مورد کلمه سازی) و کتاب درسی انگلیسی Englishes: Introduction است.

دیباچه در گفت و گویی با این استاد برجسته آموزش زبان انگلیسی نظرات اورا  در مورد شیوه های آموزش زبان انگلیسی به افراد، تفاوت آموزش زبان انگلیسی به افراد به عنوان زبان دوم یا خارجی و ایجاد انگیزه در زبان آموزان ایرانی پرسیده است. لازم به ذکر است که این مصاحبه از طریق ایمیل انجام شده است.

به عنوان یک مدرس زبان انگلیسی بزرگترین چالش یک معلم زبان برای ایجاد علاقه برای یادگیری یک زبان دیگر چیست ؟

یادگیری زبان باید همیشه در متن و مرکز آموزش دیده شود. ایجاد انگیزه در دانش آموزان انگلیسی زبان برای یادگیری زبان دیگر بسیار دشوار است ، زیرا تجربه به آنها می گوید که انگلیسی کافی است. ایجاد انگیزه در دانش آموزان سوئدی زبان برای یادگیری زبان انگلیسی  آسان است ، زیرا زبان اموزان می دانند که دانستن زبان انگلیسی در همه زمینه های زندگی ضروری است. از سوی دیگر ایجاد انگیزه در دانش آموزان سوئدی زبان برای یادگیری زبان فرانسه یا آلمانی بسیار دشوار است ، زیرا این اعتقاد را دارند که صرف یادگیری زبان انگلیسی برای شما کفایت می کند. در جایی که دانستن زبان انگلیسی مهم اما شک داشتن در مورد توانایی اکثر بزرگسالان موفق در مورد صحبت کردن به انگلیسی ، ممکن است انگیزه یادگیری را کاهش دهد.

استاد زبان انگلیسی دانشگاه استکهلم سوئد در گفت و گو با دیباچه عنوان کرد: از زبان آموزان انتظار معجزه نداشته باشید

جنبه دیگر ، میزان دانش زبان مقصد مورد نظر دانش آموزان است. در جایی که زبان انگلیسی مانند هند ، زبان دوم است و یا در جایی که یک زبان خارجی بسیار گسترده است ، مانند سوئد ، یادگیری غیررسمی زبان انگلیسی یا هر زبان دیگر آسان است و انگیزه برای یادگیری آن بالاست ، زیرا دانش آموزان به اصطلاح در یک "حمام زبان" (منظور ارتباط با زبان خارجی از طریق حضور در اجتماع-مترجم) قرار دارند. در جایی مانند ژاپن ، روسیه یا (به نظر من) ایران، که زبان انگلیسی یک زبان خارجی است و دانش آموزان اغلب آن را به طور عادی نمی شنوند ، یادگیری غیررسمی موضوع نادری به حساب می آید و انگیزه یادگیری ممکن است پایین تر باشد.

یادگیری زبان فرهنگ خاص خود را در آموزش دارد. به عنوان مثال دانش آموزان در برخی فرهنگ ها می توانند برای یادگیری زبان، لیست واژگان یا قوانین دستور زبان به خوبی انگیزه لازم را پیدا کنند ، در حالی که در برخی دیگر از زبان آموزان  فقط با فعالیت های ارتباطی مانند خواندن یا تماشای فیلم می توان انگیزه برای یادگیری داد. از سوی دیگر اگر تفاوت زبانهای اول و دوم در سیستم نوشتاری ، واژگان ، دستور زبان و تلفظ متفاوت باشد ، یادگیری زبان بسیار سخت تر خواهد بود.

 در کنار همه این عوامل بیرونی ، فعالیت های کلاس و جَو محیطی تنها مواردی است که معلمان می توانند کنترل کنند. در اینجا انگیزه بستگی به موارد مشابه با موضوعات دیگر دارد و این چیزها از فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است. به نظر من مهمترین عنصر در این زمینه این است که دانش آموزان باید احساس کنند معلم آنها را دوست دارد و می خواهد آنها موفق شوند.

 بنابراین حدس می زنم اگر کارهای کلاس متنوع ، سرگرم کننده برای دانش آموزان (بازی ها ، مسابقات ، جوک ها) متفاوت باشد خوب است. به طور کلی ، انگیزه بیشتر دانش آموزان برای فعال بودن و صحبت کردن است تا اینکه ساکت و آرام بنشینند. این تا زمانی است که احساس کنند این فعالیت مفید و تحت کنترل معلم است. به نظرم بالا بردن انگیزه یادگیری این است که دانش آموزان بتوانند به جای صرف انجام تمرین های زبان ، ایده ها و تجربیات خود را بیان کنند.

چه تفاوتی در یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم و یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی وجود دارد؟ 

فرایند یادگیری روانشناختی بدون در نظر گرفتن زمینه ، یکسان است. با این حال ، همانطور که در بالا اشاره کردم این امر احتمالاً در جایی موفق می شود که دانش آموزان در زندگی روزمره در معرض تعداد زیادی از عناصر مرتبط با زبان انگلیسی  قرار بگیرند و بینند بزرگسالان موفق انگلیسی می دانند و از آن استفاده می کنند. در شرایطی که زبان انگلیسی زبان دوم به حساب می آید، این مسائل بیشتر محتمل است.

چیزی که می دانیم این است که اینها برای موفقیت در یادگیری زبان ضروری بوده همان چیزی است که "ورودی قابل فهم" خوانده می شود. این "ورودی قابل فهم" شامل خواندن یا گوش دادن به متن هایی است که زبان آموز آنها را می فهمد و به آنها علاقه مند است. در حالی که در موضوع یادگیری انگلیسی به عنوان  زبان دوم این یادگیری ممکن است از طریق تلویزیون یا ارتبطات روزمره یا اصطلاحا بازار آزاد باشد.

تفاوت دیگر یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی با زبان دوم، نوع موقعیت هایی است که دو گروه با آن رو به رو می شوند. هدف دانش آموزانی که زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم یاد می گیرند، بیشتر شبیه شدن به افراد سطح بالای جوامع خود است در حالی که این موضوع برای گروه دیگر صدق نمی کند.

 بنابراین ، در زمینه یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی ، به ویژه مواردی که در کشورهای زبان آموزان، ایالات متحده و انگلستان به عنوان کشورهای متخاصم تلقی می شوند، اغلب بهتر است بر یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک زبان بین المللی تأکید کنید و از مدل های تدریسی استفاده کنید که انگلیسی زبان مادری و سنتی آنها نیستند - مثلا اروپای شمالی ، آفریقایی یا آسیایی. واضح است که اگر این مدل ها به زبان انگلیسی انگلیسی واضح صحبت کنند ، مفید هستند ، اما نیازی به لهجه انگلیسی ندارند یا مانند انگلیسی زبان های بومی، کلیشه ای به نظر نمی رسند.پ

Task based (مبتنی بر وظیفه) یکی از روش های جدید برای تدریس زبان انگلیسی به شمار می رود. می توانید در مورد این روش توضیحی بدهید ؟

سوال ساده ای نیست! ایده تدریس مبتنی بر وظیفه این است که فعالیت های کلاس باید شامل انجام کاری با زبانی باشد که نتیجه قابل شناسایی داشته باشد. به عنوان مثال ، افراد تازه کار می توانند "فروشگاه بازی" کنند. در این روش برخی از دانش آموزان دارای "مغازه " هستند که دارای تصاویر اشیاء برای فروش است و نشانه هایی از آنها را به مشتریان ارائه می دهد و لیست دیگری برای خرید. دانش آموزان. عباراتی مانند Have you any ….? Can I have…? How many would you like? نتیجه آن می تواند دانش آموزان به عنوان "مشتری" و "صاحب مغازه" باشد.

دانش آموزان با تکرار همان عبارت چندین بار در مغازه های مختلف و در متن های معنی دار می توانند جملات و کلمات را یاد بگیرند. از آنجا که تکرار عامل اصلی در یادگیری است ، وظیفه باید برای تکرار طراحی شود. دانش آموزان در سطوح متوسط می توانند متنی را که توصیف نحوه ساخت صفحه کاغذ است ، گوش دهند یا بخوانند. دانش آموزان پیشرفته در زبان انگلیسی می توانند بروشوری در مورد مدرسه خود طراحی و تولید کنند.

این کارها برای طراحی آسان نیستند و غالباً شامل توضیحات زیادی برای یک تمرین کوچک هستند ، بنابراین این رویکرد پاسخی برای همه مشکلات نیست. احتمالاً باید از آن به عنوان یکی از جنبه های تدریس استفاده شود. به طور خاص ، گاه مشخص نیست که دانش آموزان چگونه زبان جدید یاد می گیرند. اما Task Based می توانند انگیزه بخش باشد و زمینه درک قابل توجهی را فراهم آورد ، به ویژه در مواردی که انگلیسی یک زبان خارجی است و در زندگی روزمره چیزی به زبان انگلیسی ارائه نمی شود.

در ایران موج جدیدی برای یادگیری زبان انگلیسی بین افراد از سنین مختلف به وجود آمده است. با این همه بیشتر افراد از عهده یادگیری مناسب زبان انگلیسی برنمی آیند. علت این موضوع چیست ؟ آیا روش های تدریس باید تغییر کند ؟

آنچه که من تاکنون گفتم ، دلایلی را نشان می دهد که یادگیری انگلیسی در شرایط یادگیری به عنوان زبان خارجی و بدون اینکه انگلیسی زبان زیادی در محیط باشد ، چه در ایران و چه در ژاپن یا برزیل ، نسبتاً ناموفق است. این در درجه اول مشکل اوضاع است نه روش ها. به نظر من معلمان باید اطمینان حاصل کنند که دانش آموزان تا حد امکان انگلیسی را می شنوند و می خوانند بدون اینکه زیاد نگران صحبت و نوشتن در مراحل اولیه باشید. گوش دادن و خواندن متونی که می فهمیم تنها فعالیتی است که می دانیم در یادگیری زبان ضروری است.

نظرتان راجع به آیلتس چیست؟ آیا این امتحان و امتحانات مشابه می تواند معیار درستی برای اندازه گیری درک زبان اموزان باشد ؟

نوشتن و طراحی آزمون های  قابل اعتماد که واقعاً آنچه را که لازم است تست کند ، بسیار دشوار است. بنابراین آزمون ایجاد شده مزایای قابل توجهی دارد. IELTS و TOEFL قابل اعتماد هستند و احتمالاً آنچه را كه ادعا می كنند برای آزمایش کردن دارند ، آزمایش می كنند. البته آنها احتمالاً تعصبات فرهنگی و غیره دارند ، اما حداقل سعی می کنند این کار را نکنند. این موضوع کمی به هدف سنجش از درک زبان بستگی دارد. آیلتس و تافل بسیار گران هستند و استفاده از امتحانات رسمی برای هر منظور در جایی که لازم نباشد ، هدر دادن هزینه است. در این صورت اگر کسی بخواهد آزمایش کند که آیا دانش آموزان مطالب را آموخته اند، باید یک تست از مطالب تدریس شده بنویسد؟! اگر کسی بخواهد بداند دانش آموزان به چه سطحی رسیده اند ، یک آزمایش IELTS قدیمی از کتاب عملی ممکن است مفید باشد. اگر فرد برای بسیاری از دانش آموزان به یک امتحان با اطمینان بالا احتیاج داشته باشد ، جایگزینی برای برای امتحان کردن نمونه سوالات و استفاده از آزمایش و خطا برای یافتن سوالات قابل اعتماد وجود ندارد.

 

توصیه شما به مدرسان زبان انگلیسی چیست ؟

زیاد گوش کنید ، زیاد بخوانید ، اگر انگلیس و آمریکا در کشور شما محبوبیتی ندارند زبان انگلیسی را با تنها با ایالات متحده و انگلیس نشناسید ، خارجی ها را به کلاس دعوت کنید تا انگلیسی صحبت کنند. برای بیشتر زبان آموزان ، انتظار معجزه مداشته باشید. اگر دانش آموزان می توانند خودشان بفهمند ، در مورد خطاهای گرامری یا لهجه ها بیش از حد نگران نباشید. کامپیوتر غلط های املائی را برطرف می کند! در مورد تفاوت بین لهجه ها نگران نباشید – صحبت کردن با آمیختن لهجه های انگلیسی ، آمریکایی و هندی قابل درک و فهم است زیرا به خاطر اینکه TH درست تلفظ نشده و L شدید یا آرام ادا می شود، صحبت کردن غیرقابل فهم نبوده است.

 در شرایطی که زبان انگلیسی، زبان خارجی به حساب می آید، اکثر افراد مانند گویشران بومی زبان انگلیسی نمی توانند صحبت کنند اما خوب است که بتوانند کمی درک کنند و چیزهایی را که قابل درک است بگویند. دانش آموزان از احساس موفقیت با انگیزه می شوند.

 

 

منبع: دیباچه
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
حسامی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۷/۱۷
0
1
مطلب فوق العاده ای بود به خصوص در زمینه تدریس زبان می تونه به مدرسان زبان کمک کنه. بازهم از این مطالب بگذارید
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
بازیکن سابق تیم ملی فوتبال اسپانیا  دی جی می شود!
اخبار موسیقی جهان در هفته‌ای که گذشت

بازیکن سابق تیم ملی فوتبال اسپانیا دی جی می شود!

۱۲:۴۰  -  ۲۰ مهر ۱۳۹۸
مگر می‌شود این همه عوامل زنی که در این مدیوم‌ها کار می‌کنند همه ناسالم باشند!
« نگین صدق گویا » در گفتگو با دیباچه مطرح کرد:

مگر می‌شود این همه عوامل زنی که در این مدیوم‌ها کار می‌کنند همه ناسالم باشند!

۱۴:۱۶  -  ۱۷ مهر ۱۳۹۸
چالش‌های اقتصادی بر تولیدات خاص کودکان تأثیر گذاشته | هرکسی نباید برای آزمودن بخت خود در حوزه کودک، به راحتی به آزمایش و تجربه بپردازد!
گفت و گو دیباچه با گیتی خامنه مجری کودک دهه ۶۰ به بهانه هفته جهانی کودک و نوجوان

چالش‌های اقتصادی بر تولیدات خاص کودکان تأثیر گذاشته | هرکسی نباید برای آزمودن بخت خود در حوزه کودک، به راحتی به آزمایش و تجربه بپردازد!

۱۰:۱۰  -  ۱۶ مهر ۱۳۹۸
خیلی جاها خدا را دیدم و لمس کردم! | استدعا می کنم به نابیناها نشانی غلط ندهید! | تصویری که من از دخترم در ذهن خودم ساختم غیر قابل بیان است!
گفت و گو صمیمانه دیباچه با « محسن رمضانی » بازیگر روشندل فیلم  « رنگ خدا »

خیلی جاها خدا را دیدم و لمس کردم! | استدعا می کنم به نابیناها نشانی غلط ندهید! | تصویری که من از دخترم در ذهن خودم ساختم غیر قابل بیان است!

۰۹:۴۷  -  ۱۷ مهر ۱۳۹۸
من اگر رشوه بدهم، رشوه بگیرم، دروغ بگویم، زیرآب بزنم « برره ای ام » ! |دکترم میگفت: تو باید دم اگزوز اتوبوس بایستی تا حالت خوب شود!
« محمدشیری» بازیگر پیشکسوت تلویزیون در گفتگوی اختصاصی با دیباچه مطرح کرد :

من اگر رشوه بدهم، رشوه بگیرم، دروغ بگویم، زیرآب بزنم « برره ای ام » ! |دکترم میگفت: تو باید دم اگزوز اتوبوس بایستی تا حالت خوب شود!

۱۱:۵۰  -  ۱۵ مهر ۱۳۹۸
پربازدیدها
آخرین اخبار
پرطرفدار ترین ها