جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۸  |  Friday, 22 November 2019

دیباچه

کد خبر: ۴۹۵۷۵
تاریخ انتشار : ۳۸ : ۰۹ - ۳۰ مرداد ۱۳۹۸

فاطمه شعبانی : در همه دنیا جنگ یک بازی نیست و گلوله وترکش که می­آید انتخاب نمی کند به جان کی بنشیند؛هرکسی که در دسترسش باشد مهمان جانش می­شود. در شبهای عملیات و زیر بارش گلوله های دشمن عکاسانی بودند که لحظاتی را ثبت کردند و برای آیندگان به یادگار گذاشتند که اگر در قاب دوربین نمی نشستند برای همیشه فراموش می شدند. بسیاری از عکاسانی که در خط مقدم شرکت کردند و جان عزیزشان را از دست دادند. روز عکاس بهانه ای بود تا با « سعید صادقی» عکاس جنگ گفتگویی داشته باشیم. صادقی معتقد است:« ذات عکاسی از جهان پیرامون ما بخشی از حقیقتی است که زیر پیکر واقعیت را می شکافد تا خاصیتی در زندگی انسان ها داشته باشد.»

دانشجوها گفتند ما جنگ را باور نداشتیم عکسهای شما این باور را برای ما ایجاد کرد| عکس باید برای بیننده احساس مکث ایجاد کند

30 سال بعد از پایان جنگ تحمیلی به بعضی از عکسها نگاه می­کنیم انگار چیزهای دیگری را در عکس ها کشف می­کنیم که قبل از این ازش غافل بودیم ، دلیلش چیست؟

زمان جنگ آنقدر حوادث داغ است که همه چیز ابزاری می­شود چون شرایط ایجاب می­کند که همه چیز در این راستا قرار بگیرد که نیروها را برای رفتن به جبهه و جنگیدن ترغیب کنند اما بعد از پایان هر جنگی یک جور خاموشی و سکوت همه جا را فرا می­گیرد و انسان عمیق تر به واقعه ای که در گذشته اتفاق افتاده است فکر می­کند و نسبت خودش را در واقعه ای که اتفاق افتاده پیدا می­کند و این موضوع باعث می­شود که تمرکزش عمیق تر شود.

در لحظه ای که سیل می آید شما نمی­توانید تصمیم بگیرید فقط تنها تصمیمی که می­گیرید این است که کجا قرار بگیرید که نجات پیدا کنید اما وقتی سیل تمام می­شود شما عمق فاجعه را حس می­کنی اما در آن لحظه لمس نمی­کنی؛ در لحظه واقعه شما خودت را حفظ می­کنی برای همین عکاسی بحران سخت است که در لحظه واقعه شما تصمیم بگیرید چه لحظه ای را انتخاب کنید. در جنگ و در شرایطی که آدم قادر نیست تصمیم بگیرد و ذهنش از کار افتاده است حتی قدرت تصمیم گیری ندارد عکاس در دل ماجرا قرار می­گیرد و باید از گلوله باران، نعره ها ، فریادهای کمک و سوختن انسانها عکس بگیرد اینجا تجربه به کمک انسان می­آید. برای همین عکس شخصی مثل من که در 34 عملیات شرکت داشتم با شخصی که برای اولین بار در عملیات شرکت و عکاسی می­کند فرق دارد.

ماندگار ترین عکسی که تا به حال ثبت کردید کدام عکستان است؟

من خودم نمی توانم بگویم این را دیگران باید بگویند.در سالهای اخیر در چند دانشگاه  ایران نمایشگاه عکس برگزار کردم دانشجویانی که از نمایشگاه بازدید کردند در یاداشتهایی که نوشتند گفتند اثر این عکسها بسیار بیشتر از فیلمهایی بودکه تلویزیون پخش کرده است. دانشجوها نوشتند ما جنگ را باور نداشتیم عکسهای شما این باور را برای ما ایجاد کرد. اما 2 تا عکس است، یکی عکس اعزام به  جبهه و مادری که برای بدرقه فرزندش آمده و شما چهره ها را نمی بینی ولی درون مادر که فرزند دلبندش را به جبهه می فرستد با اندوهی درپاهایش مشخص است و یک عکس دیگر  هم مربوط به عملیات بدر در سال 1364 در شرق بصره  است که کل ایثار را در یک قاب عکس می بینید نوعی شکست همراه با ایثار  را شما می بینید آدمهایی که مثل پنبه کوبیده شده اند در فضایی غبارآلود . انسان هایی که باایثار و فداکاری به دل مرگ وارد می­شوند شما چهره هیچ کدام را نمی­بینید فقط گردغبار است؛ مثل یک نقاشی اذیت نمی­شوی و این خیلی مهم است که نباید بیننده را اذیت کرد دست و سر قطع شده را نشان داد ولی باید بیننده حس کند و در درونش بنشیند عکاس باید تمام شرایط را در قاب عکس وارد و  بیننده نه در چشم بلکه در درونش احساس کند. احساس مشترک ایجاد کند، احساس اینکه از دیگری طلبکار نباشی که من رفتم جانم و سلامتی ام را دادم تو چرا نیامدی؟ احساس مشترک همبستگی و مسئولیت در قبال وطن.

دانشجوها گفتند ما جنگ را باور نداشتیم عکسهای شما این باور را برای ما ایجاد کرد| عکس باید برای بیننده احساس مکث ایجاد کند

 چرا در زمان جنگ بسیاری از عکاسان به همراه خط شکنان در خط مقدم بودند؟

یک واقعیت است که هرچه از واقعه فاصله داشته باشی عکسی که می­گیریی غیر قابل باور است و برعکس هرچه نزدیک تر باشی باورپذیری اش بیشتر است. عکاسی در خط مقدم خیلی سخت بود. تو مرگ را می بینی تو در آغوش مرگ هستی گذشته و آینده همه چیز فراموش می شود و این لحظه موقعیت جسارت است و سخت است که  تصمیم بگیری چی ثبت کنی که برای آیندگان نسبت به آن مسئولیت ایجاد بکنید.

برای اینکه یک عکاس عکس ماندگار بگیرد غیر از ابزار چه چیز دیگری باید داشته باشد؟

به نظر من مهم­ترین چیز احساس مسئولیت و صداقت نسبت به چشمان و نگاه هایی که قرار است این عکسها را ببیند و نسبت به آن لحظه این واقعه ارتباط ایجاد کند. عکاس تک لحظه خودش را انتخاب می­کند و هرعکاس از یک واقعه روایت و نگرش خودش را دارد  آنچه که خیلی اهمیت دارد این است که بیننده روی عکس مکث کند و نسبت به آن واقعه بی­تفاوت نباشد؛ این واقعه می­تواند یک واقعه ورزشی، سیل،  زلزله، اشتغال .... باشد. واقعه هرچی هست عکس باید برای بیننده احساس مکث ایجاد کند.

دانشجوها گفتند ما جنگ را باور نداشتیم عکسهای شما این باور را برای ما ایجاد کرد| عکس باید برای بیننده احساس مکث ایجاد کند

 آیا عکاس موقع عکاسی باید بی طرف باشد یا نه؟

 اصلا، یک عکاس نمی­تواند بی­طرف باشد چون با انسان طرف است و وقتی شما با انسان طرف هستی نمی توانی بی­طرف باشی. شما با یک لحظه انسانی مثلا واقعه جنگ یا زلزله مواجه هستی که ویرانی ایجاد کرده و این ویرانی منحصر به همسایه من نیست بلکه ویرانی برای همگان است یا کشوری که درگیر جنگ می­شود یا حتی درگیر یک رویداد خوب ورزشی و یک شور  و شوق و احساس ملی که باید آن محیط را با خودش همراه کند تا قابل باور باشد و بار شناسنامه آن سرزمین را پیدا کند آن شناسنامه برای همه است و به نام سعید صادقی عکاس نیست شناسنامه همه ایران است. زبان عکاسی جهان شمول است شما به عنوان یک ایرانی دارید با اروپایی یا آفریقایی صحبت می­کنی و عکس من از هر واقعه ای به غرب و شرق می­گوید برای من ایرانی این اتفاق تلخ یا شیرین افتاده است. این بومی بودنش خیلی مهم است پس عکاس نمی­تواند بی­طرف باشد.

 خوبی عکس این است که نیاز به مترجم ندارد و همه دنیا می­توانند ببینند و برداشت خودشان را بکنند نظر شما چیست؟

دقیقا همینطور است، اما قدرت عکس خیلی مهم است که نیازمند معلومات، اطلاعات  ودانش است شما می­توانی با یک عکس دردها و رنج های عمیق یک لحظه و حال و هوای مردم و فضا را را بیان و دیگران را با آن روبرو و درگیر کنی که روی آن مکث کند چون طرف مجبور نیست به عکس نگاه کند اما قدرت عکاس و نگرش و انتخاب آن لحظه آن واقعه باعث می­شود ارتباط ایجاد شود.

دانشجوها گفتند ما جنگ را باور نداشتیم عکسهای شما این باور را برای ما ایجاد کرد| عکس باید برای بیننده احساس مکث ایجاد کند

سطح عکاسی ایران با جهان قابل مقایسه است؟

بله فکر می­کنم عکاسی ایران در سطح خوبی است و به نظر می آید الان تحولات بیشتری شکل گرفته  و در نسل جدید اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است.

 

منبع: دیباچه
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
فیلمنامه نویس های ما اهل مطالعه نیستند | ای کاش نویسنده‌ها تا آخر عمر راحت راحت می‌شدند!
گفت و گو دیباچه با« محمد میرکیانی» نویسنده کودک و نوجوان:

فیلمنامه نویس های ما اهل مطالعه نیستند | ای کاش نویسنده‌ها تا آخر عمر راحت راحت می‌شدند!

۱۰:۵۴  -  ۲۲ آبان ۱۳۹۸
همایون شجریان: قلمی که حرمت دارد،در دست برخی بی حرمت می‌شود | علیرضا قربانی: این اوج‌خوانی‌ها ایراد نیست
گزارش دیباچه از مراسم رونمایی آلبوم"افسانه چشمهایت" با حضور دو شوالیه موسیقی ایرانی

همایون شجریان: قلمی که حرمت دارد،در دست برخی بی حرمت می‌شود | علیرضا قربانی: این اوج‌خوانی‌ها ایراد نیست

۱۰:۰۰  -  ۲۲ آبان ۱۳۹۸
جنس نمایش و قصه ها و اجرای کار بیشتر به سمت بزن و بکوب رفته است !
گفت و گو دیباچه با «علی فروتن» بازیگر برنامه دوقولوها که از شبکه دوم سیما در حال پخش است:

جنس نمایش و قصه ها و اجرای کار بیشتر به سمت بزن و بکوب رفته است !

۱۱:۰۲  -  ۲۰ آبان ۱۳۹۸
آپارتمان نشینی همه آن لذت‌ها را از ما گرفته است | ما ادای پدر و مادر‌های خودمان را در می‌آوردیم
گپ صمیمانه دیباچه با «محمود پاک نیت» به بهانه پخش سریال «حکایت‌های کمال»

آپارتمان نشینی همه آن لذت‌ها را از ما گرفته است | ما ادای پدر و مادر‌های خودمان را در می‌آوردیم

۱۳:۲۱  -  ۱۹ آبان ۱۳۹۸
اد شیران، جوان ترین میلیونر زیر ۳۰ سال بریتانیا
اخبار موسیقی جهان در هفته‌ای که گذشت

اد شیران، جوان ترین میلیونر زیر ۳۰ سال بریتانیا

۱۶:۱۶  -  ۱۷ آبان ۱۳۹۸
پرطرفدار ترین ها