شنبه ۱۱ تير ۱۴۰۱  |  Saturday, 02 July 2022

دیباچه

کد خبر: ۱۲۹۴۷
تاریخ انتشار : ۲۴ : ۱۴ - ۰۲ تير ۱۳۹۵
رسول نجفیان از رابطه هنرمند و رسانه می‏گوید
دیباچه: گاهی از رسانه‏ ها ایراد گرفته می‏‏ شود که چهره ‏ای تقلیل‏ یافته و مخدوش از هنر و هنرمند نشان می‏ دهند  بر این اساس مخاطب‏ سازی و مخاطب ‏پروری ‏می‏ کنند و سلیقه مخاطب را محدود نگه می‏ دارند و از سمتی تربیونی برای همه جریان‏های هنری محسوب نمی‏ شوند و چنین رویکردی در رسانه منجر به هنرمندپروری در جهت برآورده کردن خواست‏ های رسانه می‏ شود. حال با این رویکرد با رسول نجفیان بازیگر تئاتر، سینما و مجری، خواننده و آهنگساز کشورمان گفت ‏وگو کرده‏ ایم.



در حال حاضر رابطه بین رسانه، هنرمند و مخاطب را چگونه می‏ بینید؟

جناب سعدی می‏ فرماید؛ «محال است که هنرمندان بمیرند و بی‏هنران جایشان گیرند» و » دوره حافظ خیلی شلوغ پلوغ ‏تر از حافظ هم بوده‏ اند که هم پول‏ های خوب می‏ گرفتند و نیز در دوره فردوسی که این‏قدر مال و تنعم داشته‏ اند که نمی ‏دانستند که با آن چه بکنند ولی حافظ هست که باقی ماند از میان آن‏ همه هنر و فردوسی فقید که تمام ثروتش را صرف هنرش کرد؛می ‏خواهم بگویم که جار و جنجال ‏ها و قیل ‏و قال ‏ها برای اهل حال‏ ها و اهل هنر وجود دارد، هنر اصیلی که مثل طلای ناب می ‏ماند در لجن‏زار می ‏افتد اما از بین ‏نمی ‏رود و بالاخره خودش را نشان می‏ دهد. هنر اصیل به این شکل است در دوران قیل ‏و ‏قال ما باید مراقب باشیم که اسم قیل و قال را هنر نگذاریم و حالا شما این وضعیت را در مورد رسانه در نظر بگیرید و یا در عرصه هنر، نمایش، موسیقی و... این قیل و قال ‏ها هست بعد هم که در جایی پول زیاد می‏ شود و سلطان محمود طلا می ‏دهد، هنرمند هم زیاد می‏ شود و سروکله دلالان هم پیدا می‏ شود که در جلد هنرمند می ‏روند و به فراخور حال سلطان محمود، کارهایشان را می ‏سازند و می‏گویند تا پول بگیرند و درد نان دارند، غم نان دارند و درد جان ندارند و کسی مانند مولانا درد جان دارد و در هنر کشور ما نیز وضعیت به همین روال شده است و یکسری از افراد درد جان دارند و درد جان که در تلویزیون می ‏آید و با کلی مسئله که چه چیزهایی باید رعایت شوند و چه چیزهایی نباید رعایت شوند و ناچار هست که چیزهایی را بسازد که همین چیزی می‏ شود که مخاطب می‏ بیند و بیشتر از این اتفاق نمی ‏افتد.

رسول نجفیان

در حال حاضر رسانه ما بنا به انتخاب و سلیقه و در لایه‏ های سطحی به هنرمند و اثرش می‏ پردازد که این ماجرا آگاهی معوجی از هنرمند و اثرش به مخاطب می ‏دهد. نظر شما چیست؟

ما باید به اصل بچسبیم و در ضمن نمی ‏خواهیم بگوییم که رسانه نابود شده است، نه. رسانه بخصوص رسانه ملی خطوط قرمزی دارند که ما باید اینها را رعایت کنیم و اتفاقا این خطوط قرمز باعث خلاقیت می ‏شوند، خیلی وقت‏ ها خیلی از هنرمندان، چه در وجه ممیزی، چه در وجه استقبال مردم آمده ‏اند از آن محدودیت برای خودشان فرصت ساخته ‏اند و خلق کرده‏ اند. شما می ‏دانید مردم در مواجه با آثار اولیه امپرسیونیست‏ ها‏ به آنها خندیدند و می ‏گفتند عده ‏ای پیدا شده ‏اند و آشغال ‏هایی را به‏ نام نقاشی می‏ کشند که آفتابشان به رنگ صورتی، زمین به رنگ سیاه و همان نگاه زردی هست که در حال حاضر به آثار هنری است بنابراین خلق اثر هنری ایمان می‏ خواهد.

ولی جالب است که به لطف خداوند، رسانه ‏های دیگری به‏ وجود می ‏آیند که شما با آنها مواجه می ‏شوید و به‏ خودتان می‏ گویید، در آن‏جا نشد که کارم را نمایش بدهم اما می‏ توانم کارم را در فلان سایت به معرض نمایش بگذارم و بعد این اثر نه‏ تنها در ایران بلکه در جهان نیز مشهور می ‏شود.

در دوره فردوسی به او گفتند که پولت را هدر داده‏ ای و اگر شاهنامه با دست و با مرکب نوشته شود و کاغذ روی کاغذ بگذارند دو تا اتاق خواهد شد و سه اتاق فقط کاغذ بوده است و در خوشبینانه ‏ترین حالت این بوده که سیل می‏ آمده و کاغذها را با خودش می ‏برده است و پدر سلطان محمود ( در جواب کسانی که می‏ گویند، فردوسی شاهنامه را برای پول نوشت) در دوره ‏ای که در دربار غلام بود، فردوسی شاهنامه را به ‏پایان برده بود اینها تاریخ ‏هایشان موجود است و تحقیقات من نیز در این موضوعات حاضر است. در آن زمان به فردوسی می ‏گویند آثار تو در معرض خطر است و در پی سیل، زلزله، آتش سوزی و غیره آثارت از بین می ‏رود به او می ‏گویند بیا اینها را ببر و در دربار که جدای از این‏که برای آثارتان به شما پول می ‏دادند کار شما را دبیران می ‏نوشتند، در ده یا بیست نسخه و یک سازمان عریض و طویلی بود که نسخه‏ ها را تهیه می ‏کردند و در جاهای مختلف می‏ گذاشتند که اگر سیلی، زلزله‏ و جنگ یا آتش سوزی اتفاق افتاد، اینها از بین نروند و فردوسی به این دلیل بود که به دربار روی آورد و نیز به همین دلیل بود که شاهنامه نسبت به خیلی از کارها باقی ماند.

این رویکرد در رسانه ما تا چه اندازه می‏ تواند به شکل گیری جریان‏ها و کارهای شبه هنری کمک کند؟

هنرمند کسی است که در هر حضور و وجودی با مردم رابطه اش را برقرار کند، گاهی این هنر جلوه‏ گری ندارد و از آن اثر استقبال سردی می ‏شود ولی اگر هنر باشد ماندگار می ‏شود و سعدی بیهوده نگفته «محال است که هنرمندان بمیرند و بی‏ هنران جایشان گیرند» و این بی‏ هنران مشتی دلال هستند که درواقع هنربند هستند و خودشان را به هنر بند کرده ‏اند که پولی بگیرند تا سریال بسازند تا خانه‏ شان را درست کنند یا فلان پروژه را بردارند دو تا ویلا بسازند، فلان پروژه را بردارد زنش را طلاق بدهد چهار تا زن بگیرد یا دختر جوان ‏تر بگیرد اینها خودشان را به هنر بند کرده ‏اند. هنرمند کسی است که نان خشک را در گوشه خانه ‏اش می‏ خورد و اجاره خانه ‏اش سه ‏ماه سه ‏ماه عقب بیفتد ولی کارش را هم انجام می ‏دهد و مردم نیز این هنرمند را خیلی دوست دارند و اگر مردم نیز به او توجه نداشته باشند چون او به هنرش ایمان دارد می ‏داند که کاری درخور ساخته است و به شکل ناگهانی قسمتی از کار در سایتی پخش می‏ شود و کار در همه دنیا دیده می ‏شود و همه به کار علاقه‏ مند می‏ شوند.

شما به دلایلی که فرمودید با رسانه ملی کمتر همکاری دارید و موسیقی و کارهایتان را در صداوسیما ارائه نمی ‏دهید؟

به جز «رسم زمونه»ی من، اجازه ندادند که کاری از من در رسانه ملی پخش شود که حالا یا حسودان بودند و یا ناکسان بودند که جلوی تمام کارهای‏ من را گرفتند. مردم می ‏گویند شما یک «رسم زمونه» و شعرش را گفته ‏اید و آهنگش را ساخته ‏اید چرا کارهای دیگری ندارید و من در جواب می ‏گویم من کارهای زیادی برای پخش دارم و به من می‏ گویند کجاست و من اهل سایت و فضای مجازی نیز نیستم که کارهای جدیدم را در سایت ارائه بدهم، من قصد ندارم بگویم آن هنرمندی هستم که گفتم ولی می ‏خواهم بگویم که هنر راه خودش را باز می ‏کند. به قول جناب صلاحی؛ معاونت هنری شهرداری تهران که گفت؛ «چرا می‏ گویید موسیقی مرده است و مردم دیگر با موسیقی ارتباط برقرار نمی ‏کنند.» چطور «رسم زمونه» در تمام دهات کوره‏ ها رفته است شعر را همه اقوام ترک، لر، بلوچی، مازندران، شمال و جنوب از برند و مردم شعر را می‏ خوانند و می ‏فهمند و رابطه برقرار می ‏کنند با آهنگ گریه می‏ کنند و کاربری پیدا می‏ کند ولی برای بقیه کارها چنین اتفاقی نمی ‏‏افتد. به همین دلیل هنر نمرده است بلکه هنرمند مرده است. هنر آن‏ چیزی است که در دل مردم جای بگیرد؛ منتها گاهی هنر، هنری است که مردمی است یعنی وجوه چنان مشترکی دارد که مردم در کش می‏ کنند و مانند مولانا و فردوسی ما که در حال حاضر جهانشمول هستند. مبرم ‏ترین مسائل روز دنیا را شما می ‏گذارید حافظ به شما پیشنهاد می‏ دهد مولانا به شما آرامش می‏ دهد و هر کدام به نوعی و اینها جهان شمول هستند.

 این رویکرد در رسانه می‎تواند هنر را در یک وضعیت ثابت و محدود نشان دهد؟

ما نمی‏ توانیم بگوییم که چون امروز رسانه به این شکل درآمده است پس هنر مرده است نه رسانه نیز در حال انجام کار خودش است آن هم ضوابط خودش را دارد آن ‏طوری که من به شما می ‏گویم ضوابطی وجود دارد که من نمی ‏دانم شما می ‏پسندید یا نه. ما باید واقع ‏بین باشیم و حق را در زندگیمان بگوییم من هم در زندگیم این ‏طوری بودم و چوبش را هم خورده ‏ام ولی شما که به عنوان یک رسانه با من صحبت می کنید من حق دارم که اینها را بگویم.

باید بگویم بالاخره هنر جایگاه خودش را دارد و رسانه های جمعی مانند روزنامه‏ و تلویزیون هر کدام به ترتیبی به این اتفاقات می‏ پردازند. خوشا به سعادت کسی که تمام این قیل ‏و قال فاصله دارد و اهل حال می‏ شود و مردم در هر جایی او را می ‏پذیرند. هنر اثر می ‏گذارد و این نیست که ما درگیر شارلانتانیزم بشویم. هنر در هیچ ماهیتی بر آن تعصب وارد نیست؛ هنر چیزی است که اگر خالص باشد راه خودش را باز می ‏کند و کارایی پیدا می ‏کند. یک وقت این هنر سیاسی است، یک وقت عرفانی است و یک وقت تماما فراعرفانی است و می‏ رود در محدوده آثاری چون جویس و ویرجینیا وولف و رمان و درام. یک وقتی هم نزول می ‏کند به خاله ‏خان‏باجی و روزمره‏ ترین مسائل. بخل و حسادت و کار بد نکنیم، اختلاس نکنیم و اینها هست ولی هنری باقی می ‏ماند که ضرورتش از ضرورت‏ های وجودی انسان خلق شده و آفریده شده است.

 

گفت و گو: هوم بزی
برچسب ها: رسول نجفیان
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
ابراهیم فروزش کارگردان و فیلمنامه نویس سینما در گفتگو با دیباچه مطرح کرد

ارگان‌های دولتی ما بودجه کمی در سال برای ساخت یک فیلم بلند دارند / امیدوارم این کارگروه فارابی قدم‌های مثبتی بردارد

۱۷:۰۳  -  ۰۴ تير ۱۴۰۱
گفت و گو دیباچه با جهانگیر کوثری تهیه کننده مطرح سینما

الزامی بودن نگاه سیاسی فیلم‌ها برای قبولی در جشنواره های خارجی را قبول ندارم ؛ آیا رنگ خدا سیاسی بود؟

۱۳:۱۸  -  ۰۲ تير ۱۴۰۱
غلامرضا مازندرانی، سرمربی تیم ملی کبدی در گفت و گو با دیباچه مطرح کرد

هر اردوی تیم‌ملی برای فدراسیون ۱۵۰ میلیون آب می‌خورد/ برای حضور در لیگ جهانی سهمیه بیشتری را تقاضا خواهیم کرد

۱۱:۵۴  -  ۰۲ تير ۱۴۰۱
مدیر سینما سپیده، تهیه‌کننده فیلم تقاطع و یک منتقد سینما در گفت و گو با دیباچه مطرح کردند؛

طرح شناور بلیط سینما ، گیشه را پرُ رونق می‌کند/ حوزه هنری با اموال بیت‌المال فیلم خوب بسازد/ این طرح در نقش مُسَکِن عمل می‌کند

۱۶:۳۶  -  ۰۶ تير ۱۴۰۱
پربازدیدها
آخرین اخبار