به گزارش دیباچه، با پایان ایام محرم و صفر، انتظار میرفت بازار کنسرت در تهران بار دیگر جان بگیرد؛ اما آنچه در هفتههای اخیر دیده میشود، بیشتر از آنکه نشانه بازگشت کامل باشد، حکایت از بازگشتی محدود و محتاطانه دارد.
کنسرتها پس از وقفه ناشی از تحولات دیماه ۱۴۰۴ و جنگ، از اوایل اردیبهشتماه ۱۴۰۵ بهتدریج از سر گرفته شدند. با این حال، اجراها در ماههای بعد با آن حجم و گستردگی که پیش از دیماه شاهد بودیم، ادامه پیدا نکردند. گزارشهای منتشرشده در مردادماه نیز نشان میدهد که بخش قابل توجهی از اجراهای موسیقی در این دوره در سالنهای کوچکتر برگزار شده و خبری از رونق سابق در برخی سالنهای بزرگ و شناختهشده تهران نبوده است.
بنابراین مسئله امروز موسیقی را نمیتوان «نبود مطلق کنسرت» نامید؛ مسئله این است که بازار کنسرت هنوز به مدار عادی بازنگشته است.

بازگشتهایی که هنوز شبیه گذشته نیستند
بررسی اخبار و برنامههای اجراهای اخیر نشان میدهد که در ماههای گذشته اجراهایی در تهران برگزار شده است. از جمله اجرای «بازی تاج و تخت» در اسپیناس پالاس در خردادماه و برنامههای مختلف موسیقی در سالنهای کوچکتر. همچنین در مردادماه نیز گزارشهایی از اجرای خوانندگان پاپ منتشر شده است.
اما تفاوت مهم با سالهای قبل در تعداد اجراها، نوع سالنها و استمرار برنامهها است.
در سالهای گذشته، سالنهایی مانند اسپیناس پالاس، مرکز همایشهای برج میلاد، سالن میلاد نمایشگاه بینالمللی و تالار وزارت کشور بخش مهمی از بازار کنسرت پاپ تهران را در اختیار داشتند. برنامههای فشرده خوانندگان در این سالنها باعث میشد در بسیاری از روزهای ماه، مخاطب انتخابهای متعددی برای تماشای کنسرت داشته باشد.
امروز اما شرایط متفاوت است. حتی گزارش مردادماه «صبا» درباره بازگشت کنسرتها پس از محرم و صفر تأکید میکند که در ماههای قبل، اجراها عمدتاً در سالنهای کوچکتر و با مخاطبان محدودتر برگزار شده و سالنهای بزرگ و رسمی تهران مانند اسپیناس پالاس، میلاد نمایشگاه و وزارت کشور در مقایسه با سال ۱۴۰۴ رونق سابق را نداشتهاند.
مشکل فقط محرم و صفر نیست
اگر تصور کنیم با پایان ماه صفر همهچیز به وضعیت سابق برمیگردد، احتمالاً بخشی از واقعیت بازار کنسرت را نادیده گرفتهایم.
مشکلات کنونی از چند ماه قبل شکل گرفتهاند. پس از وقفههای ناشی از شرایط اجتماعی و جنگ، بازگشت مخاطب، تهیهکننده و سالندار به بازار سابق، به سادگی امکانپذیر نیست.
از یک سو، تهیهکنندگان با افزایش هزینههای تولید مواجهاند و از سوی دیگر، قدرت خرید بخشی از مخاطبان کاهش یافته است. در چنین شرایطی، برگزاری کنسرت برای یک تهیهکننده به یک محاسبه دقیق اقتصادی تبدیل میشود: هزینه سالن، دستمزد هنرمند و عوامل، تبلیغات، تجهیزات، مالیات و سایر هزینهها در برابر تعداد بلیتهایی که احتمال فروش آنها وجود دارد.
محمدحسین توتونچیان، تهیهکننده موسیقی، در گفتوگویی با ایسنا درباره همین مسئله گفته بود هزینههای برگزاری کنسرت در مواردی بین ۴۵ تا حتی ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. او همچنین از اجارههای حدود ۷۰۰ میلیون، ۹۰۰ میلیون و حتی یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومانی برای یک روز اجرای برخی سالنها سخن گفته بود.
توتونچیان در همان گفتوگو استدلال کرده بود اگر از تهیهکننده انتظار میرود در شرایط فعلی از سود خود بگذرد، سالنها نیز باید در هزینههای خود تجدیدنظر کنند تا امکان برگزاری کنسرت با قیمت قابل پرداخت برای مخاطب فراهم شود.
یک عدد مهم؛ افزایش ۴۵ درصدی دستمزدها
یکی از نکات مورد اشاره تهیهکنندگان، افزایش هزینه نیروی انسانی است.
توتونچیان با اشاره به افزایش ۴۵ درصدی دستمزدها گفته است برگزارکننده نیز ناچار است دستمزد نیروهای خود را متناسب با این افزایش بالا ببرد؛ در حالی که افزایش هزینهها الزاماً با افزایش درآمد حاصل از فروش بلیت همراه نشده است.
این مسئله یک تناقض جدی در بازار کنسرت ایجاد میکند: اگر قیمت بلیت ثابت بماند، حاشیه سود تهیهکننده کاهش پیدا میکند یا حتی اجرای برنامه به زیان میرسد؛ اگر قیمت بلیت افزایش پیدا کند، بخشی از مخاطبان ممکن است توان یا تمایل خرید خود را از دست بدهند.
در واقع، صنعت کنسرت اکنون بین هزینههای رو به افزایش و قدرت خرید رو به کاهش گرفتار شده است.
دفتر موسیقی چه میگوید؟
موضع وزارت فرهنگ نیز نشان میدهد مسئولان از این فاصله میان هزینهها و درآمدها آگاهاند.
بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی، در اظهارات اخیر خود افزایش قیمت بلیت را تا حدی اجتنابناپذیر دانسته، اما همزمان خواستار جلوگیری از افزایشهای غیرمتعارف شده است. او از تهیهکنندگان خواسته بود دستکم تا پایان شهریورماه تلاش کنند قیمت بلیتها در یک محدوده منطقی حفظ شود.
رضایی همچنین تأکید کرده که فاصله میان هزینهها و درآمدها افزایش یافته و نمیتوان بهطور کامل مانع افزایش قیمت بلیت شد؛ در عین حال هدف دفتر موسیقی، جلوگیری از افزایشهای چنددهدرصدی و غیرمنطقی است.
از سوی دیگر، دفتر موسیقی پیشنهادهایی برای تغییر مدل اجاره سالنها نیز مطرح کرده است؛ از جمله اینکه به جای دریافت مبلغ ثابت، بخشی از درآمد فروش بلیت به سالن اختصاص پیدا کند. چنین مدلی در صورت اجرایی شدن میتواند ریسک اولیه تهیهکننده را کاهش دهد، هرچند هنوز مشخص نیست تا چه اندازه و در چه سالنهایی عملیاتی خواهد شد.
معادله پیچیده سالنهای تهران
در این میان، وضعیت سالنها اهمیت ویژهای دارد.
در ماههای گذشته مشکلات و ابهامهایی درباره چند سالن مهم تهران مطرح بوده است و همین موضوع ظرفیت برگزاری کنسرتهای بزرگ را محدود کرده است. گزارشهای منتشرشده در مردادماه نیز تأکید داشتند که در مقایسه با سال ۱۴۰۴، حضور کنسرتهای پاپ در برخی سالنهای بزرگ تهران بسیار محدودتر شده است.
در واقع، حتی اگر تهیهکنندهای تصمیم بگیرد با ریسک مالی بالا کنسرت برگزار کند، باید بتواند سالن مناسب، تاریخ مناسب، مجوز، تجهیزات و امکان تبلیغات را همزمان فراهم کند.
به همین دلیل، مشکل کنسرت امروز صرفاً «قیمت بلیت» نیست؛ زنجیرهای از هزینهها و محدودیتهای اجرایی به هم متصل شدهاند.
آیا مردم حاضرند بلیت چند میلیون تومانی بخرند؟
این شاید مهمترین پرسش پیش روی بازار موسیقی باشد.
مدیرکل دفترموسیقی درباره قیمت بلیت کنسرت «بازی تاج و تخت» نیز نسبت به قیمت سه میلیون تومانی آن واکنش نشان داد و اعلام کرد این افزایش بدون هماهنگی با دفتر موسیقی بوده و موضوع پیگیری خواهد شد. او در عین حال تصریح کرد که با توجه به فاصله ایجادشده میان هزینهها و درآمدها، جلوگیری کامل از افزایش قیمت بلیتها ممکن نیست.
این مسئله در نهایت بازار را به یک دوراهی میرساند.اگر قیمت بلیت پایین نگه داشته شود، تهیهکننده ممکن است نتواند هزینههای اجرای برنامه را پوشش دهد.اگر قیمت افزایش پیدا کند، احتمال کاهش تقاضا وجود دارد و اگر تعداد اجراها کاهش پیدا کند، هزینههای ثابت هر اجرا سهم بیشتری از درآمد احتمالی را به خود اختصاص میدهد.
شهرستانها؛ مقصد امنتر یا بازار جایگزین؟
در همین شرایط، شهرستانها همچنان بخشی از بازار فعال کنسرت را در اختیار دارند و برنامههای موسیقی در شهرهای مختلف کشور دنبال میشود.
اما این موضوع الزاماً به معنای رونق کامل بازار شهرستانها نیست. اگر هزینه اجاره سالن، نیروی انسانی، تبلیغات و تجهیزات در شهرستان نیز افزایش پیدا کند، همان معادله اقتصادی تهران در مقیاسی دیگر تکرار خواهد شد.
بنابراین شاید بهتر باشد وضعیت امروز را نه «کوچ خوانندگان پاپ به شهرستانها»، بلکه تلاش بازار موسیقی برای پیدا کردن مدل اقتصادی قابل دوام در شرایط جدید توصیف کنیم.
تهران منتظر یک بازگشت واقعی است
اکنون با پایان محرم و صفر، نشانههایی از افزایش فعالیتهای موسیقی دیده میشود و نمیتوان گفت تهران کاملاً بدون کنسرت مانده است. اتفاقاً شواهد موجود از اجرای برخی برنامهها و آغاز تدریجی فعالیتها حکایت دارد.
اما فاصله میان این وضعیت و بازار پررونق کنسرت در سالهای گذشته همچنان محسوس است.
مسئله اصلی این است که آیا تهیهکنندگان حاضرند با هزینههای جدید، ریسک برگزاری کنسرتهای بزرگ را بپذیرند؟ آیا سالنها حاضر به کاهش هزینه یا تغییر مدل اجاره خواهند شد؟ و مهمتر از همه، آیا مخاطبی که با تورم و کاهش قدرت خرید مواجه است، همچنان حاضر است بخش قابل توجهی از درآمد خود را برای یک شب کنسرت هزینه کند؟
پاسخ به این پرسشها احتمالاً سرنوشت بازار موسیقی در ماههای آینده را مشخص خواهد کرد.
کنسرتها برگشتهاند؛ اما هنوز نمیتوان گفت بازار کنسرت به روزهای عادی بازگشته است. آنچه در حال شکلگیری است، بیشتر شبیه یک بازگشت آزمایشی است؛ بازگشتی که موفقیت یا شکست آن به یک معادله ساده وابسته است: هزینه اجرای صحنه در برابر توان خرید مخاطب.