به گزارش دیباچه، اجرای بین دو نیمه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ قرار بود نقطه عطفی در تاریخ فوتبال باشد؛ رویدادی که فیفا آن را با الگوبرداری از سوپربول آمریکا طراحی کرد تا بزرگترین مسابقه فوتبال جهان، برای نخستین بار میزبان یک شوی موسیقی جهانی شود. اما تنها چند ساعت پس از پایان این برنامه، موجی از نقدها در رسانههای معتبر بینالمللی شکل گرفت؛ نقدهایی که اگرچه کیفیت فنی اجراها را زیر سؤال نمیبرد، اما از هویت این برنامه و جایگاه آن در بزرگترین رویداد فوتبالی جهان انتقاد میکردند.

در این مراسم، مدونا، جاستین بیبر، گروه BTS، شکیرا، برنا بوی، ارکستر فیلارمونیک نیویورک به رهبری گوستاوو دودامل، گروه کر PS22 و کریس مارتین، خواننده گروه کلدپلی، روی صحنه رفتند؛ فهرستی پرزرقوبرق که از نگاه فیفا میتوانست نماینده موسیقی جهان باشد.
اما بسیاری از منتقدان معتقدند همین فهرست طولانی، به بزرگترین ضعف برنامه تبدیل شد.
رسانه The Guardian در گزارشی با عنوان «نمایش پرستارهای که هیچکس درخواستش را نکرده بود» نوشت که برنامه بیش از آنکه فرصت خلق لحظهای ماندگار را داشته باشد، به مسابقهای برای نمایش نامهای بزرگ تبدیل شد؛ برنامهای که با سرعت زیاد از مدونا به BTS، از جاستین بیبر به شکیرا و سپس به کلدپلی میپرید، بیآنکه روایت مشخصی داشته باشد.
در مقابل، The National نگاه مثبتتری داشت و معتقد بود فیفا برخلاف مراسم افتتاحیه نهچندان موفق این جام، در فینال توانست نمایشی منسجمتر ارائه دهد؛ هرچند این رسانه نیز تأکید کرد که برنامه در مقایسه با استانداردهای سوپربول هنوز فاصله قابل توجهی دارد.
شکیرا و BTS؛ برندگان واقعی شب
تقریباً در اغلب نقدهای منتشرشده، دو اجرا بیش از سایر بخشها مورد تحسین قرار گرفت؛ BTS با اجرای «Dynamite» و شکیرا به همراه برنا بوی با اجرای ترانه رسمی جام جهانی.
منتقدان، اجرای BTS را دقیق، پرانرژی و هماهنگ با فضای ورزشگاه توصیف کردند؛ اجرایی که توانست برای چند دقیقه شور واقعی فوتبال را به موسیقی پیوند بزند. شکیرا نیز که پیشتر سابقه اجرای موفق در جام جهانی ۲۰۱۰ را در کارنامه داشت، این بار نیز یکی از موفقترین اجراهای شب را رقم زد.

جاستین بیبر؛ اجرای متفاوتی که همه را قانع نکرد
اگر اجرای BTS و شکیرا انرژی ورزشگاه را بالا برد، اجرای جاستین بیبر دقیقاً مسیر متفاوتی را انتخاب کرد.
او با یک اجرای آکوستیک و آرام از قطعه Everything Hallelujah روی صحنه آمد؛ اجرایی که بسیاری از رسانهها آن را از نظر هنری قابل احترام، اما برای فضای پرهیجان فینال جام جهانی نامتناسب دانستند.
ABC News نوشت این اجرا «صمیمی و شخصی بود، اما درست در جای اشتباهی قرار گرفت.» حتی برخی منتقدان معتقد بودند تغییر ناگهانی ریتم برنامه پس از اجرای پرانرژی BTS باعث افت محسوس هیجان ورزشگاه شد.

بیژن مرتضوی؛ حضوری کوتاه اما خبرساز
در میان هنرمندان حاضر، نام بیژن مرتضوی نیز برای مخاطبان ایرانی جلب توجه کرد.
این نوازنده و آهنگساز ایرانی در کنار ارکستر فیلارمونیک نیویورک و به رهبری گوستاوو دودامل روی صحنه حاضر شد؛ حضوری که پیش از مراسم نیز گمانهزنیهای زیادی درباره آن شکل گرفته بود.
اگرچه برخی کاربران ایرانی انتظار داشتند مرتضوی بهعنوان تکنواز ویولن فرصت بیشتری برای درخشش داشته باشد، اما او پیشتر توضیح داده بود که از ابتدا قرار بوده صرفاً بهعنوان یکی از نوازندگان ارکستر در این پروژه حضور داشته باشد.
فوتبال یا شوی تلویزیونی؟
یکی از مهمترین محورهای نقدها، تغییر فلسفه جام جهانی بود.
فیفا برای نخستین بار زمان استراحت بین دو نیمه را از ۱۵ دقیقه به حدود ۳۰ دقیقه افزایش داد تا امکان برگزاری این مراسم فراهم شود؛ تصمیمی که از همان زمان اعلام، واکنش بسیاری از مربیان، بازیکنان و کارشناسان فوتبال را برانگیخته بود.
برخی تحلیلگران معتقدند فیفا تلاش میکند جام جهانی را بیش از گذشته به مدل سرگرمی آمریکایی نزدیک کند؛ مدلی که در آن موسیقی، تبلیغات و نمایشهای تلویزیونی گاه به اندازه خود مسابقه اهمیت پیدا میکنند.
بزرگترین مشکل؛ نبود هویت
شاید مهمترین نقدی که در اغلب رسانهها تکرار شد، این بود که برنامه بیش از حد تلاش میکرد همه سلیقهها را راضی نگه دارد.
از موسیقی پاپ آمریکایی گرفته تا کیپاپ، موسیقی لاتین، ارکستر سمفونیک، گروه کر، شخصیتهای ماپت و کلدپلی؛ همه در تنها ۱۱ دقیقه کنار هم قرار گرفته بودند.
نتیجه، از نگاه بسیاری از منتقدان، نمایشی بود که اگرچه پرهزینه و باشکوه به نظر میرسید، اما فاقد شخصیت مستقل بود.
تجربهای که احتمالاً ادامه خواهد داشت
با وجود تمام نقدها، کمتر رسانهای تردید دارد که فیفا از این مسیر بازخواهد گشت.
استقبال گسترده تلویزیونی، حضور برندهای بزرگ و ظرفیت تجاری این برنامه باعث شده بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند اجرای بین دو نیمه، همانند افزایش تعداد تیمهای جام جهانی، به بخشی دائمی از هویت جدید این مسابقات تبدیل خواهد شد؛ حتی اگر هنوز همه هواداران فوتبال با آن کنار نیامده باشند.