به گزارش دیباچه، ۱۰ سال از درگذشت عباس کیارستمی، فیلمساز صاحبنام ایرانی و برنده نخل طلای کن، میگذرد؛ کارگردانی که نامش همچنان یکی از مهمترین نشانههای سینمای ایران در جهان است. در سالروز درگذشت او، روایتهایی از آخرین روزهای زندگی، دوستیهای قدیمی و میراث ماندگارش بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

بهمن فرمانآرا که سالها دوستی نزدیکی با عباس کیارستمی داشت، در بخشی از خاطرات خود از آخرین دیدار با این فیلمساز، تصویری متفاوت از روزهای پایانی زندگی او ارائه میکند؛ روزهایی که به گفته او، کیارستمی دیگر توان گذشته را نداشت.
فرمانآرا میگوید: «آخرین باری که عباس را دیدم، جراحیهای پیاپی و اشتباهات پزشکی توانش را گرفته بود. دیگر آن برق همیشگی چشمهایش را نمیدیدم. امیدی که همیشه در نگاهش بود، خاموش شده بود. حرف زدن برایش سخت بود اما وقتی گفتم قرار است خودم در فیلم جدیدم بازی کنم، لبخندی زد و گفت: بالاخره حرفم را گوش کردی؛ اگر زودتر این کار را کرده بودی، حالا یک برند شده بودی؛ مثل وودی آلن.»

این گفتوگو، ادامه خاطرهای قدیمی از ساخت فیلم «بوی کافور، عطر یاس» بود؛ فیلمی که قرار بود آیدین آغداشلو نقش اصلی آن را بازی کند، اما با انصراف او تنها چند روز مانده به فیلمبرداری، فرمانآرا ناچار شد خودش مقابل دوربین برود.
به گفته فرمانآرا، عباس کیارستمی از همان ابتدا معتقد بود هیچ بازیگری بهتر از خود او نمیتواند شخصیت اصلی فیلم را جان ببخشد و بارها این موضوع را به او یادآوری کرده بود.
در مقابل، کیارستمی نیز زمانی که برای فیلم «طعم گیلاس» به دنبال بازیگر نقش اصلی میگشت، از فرمانآرا تست گرفت اما در نهایت تصمیم گرفت او را انتخاب نکند. دلیلش هم جملهای بود که بعدها بارها نقل شد: «صورتت زیادی زنده است؛ آدمی که تصمیم به خودکشی گرفته، اینقدر امید در چهرهاش ندارد.»
پس از نمایش «بوی کافور، عطر یاس» در جشنواره نیویورک و موفقیت بینالمللی آن، برخی منتقدان فرمانآرا را «وودی آلن ایرانی» نامیدند. او بعدها تعریف کرد که وقتی این موضوع را برای کیارستمی بازگو کرده، عباس با لبخند گفته است: «دیدی حق با من بود که باید خودت بازی میکردی؟»
وداعی که با اشک همراه شد
پس از درگذشت عباس کیارستمی، مراسم یادبود او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد؛ مراسمی که بهمن فرمانآرا نتوانست سخنانش را کامل کند و تنها با چشمانی اشکبار بخشی از یکی از شعرهای کیارستمی را خواند:
««من از زبان بیزارم، از زبان تلخ، از زبان تند بیزارم، از دستور و کنایه بیزارم، با من به اشاره صحبت کن»»
در همان مراسم، زندهیاد فرشته طائرپور نیز در متنی احساسی نوشت:
« از پشت آن عینک دودی، آسمان را آبیتر، آب را زلالتر، درختان را خرمتر، جادهها را جذابتر و کودکان را دقیقتر از همه ما دیدی...»
«جادههای تو، همه به خانه دوست رسیدند... و کودکان ساده فیلمهایت، شدند ستارههایی که آسمان سینمای جهان را زیبا کردند و نام ایران و ایرانی را با تعریفی ناب و نو، به زمزمه کشاندند.
لابلای ورقهای دفتر "مشق" کودکان ایرانی، گلی کاشتی که شامه انسانیت را معطر کرد.
متفاوت دیدن، گزیده شنیدن، درست روایت کردن و زیبا درک کردن، یک انسان را از دیگران متمایز میکند و برایش شناسنامه فهم و فرهنگ، در گستره تاریخ یک ملت، صادر میکند.
تو سادهترین انسان پیچیدهای بودی که میشد با او آشنا شد و درباره هر موضوعی، حرفهای تازه شنید.
جایت در همه اتفاقات هنری، خالی و ... یادت در مواجهه با همه زیباییهای زندگی، باقی خواهد ماند.
با ستایش کارهایی که برای کودکان این سرزمین کردی و ابراز حسرت بخاطر همه کارهای دیگری که میتوانستی بکنی و مجالش را نیافتی، این خواب طولانی را برایت آغاز آرامش، آرزو میکند و با همه افسردگان این قصه تلخ، هم درد است.»

پروندهای که همچنان محل پرسش است
عباس کیارستمی از اسفند ۱۳۹۴ به دلیل مشکلات روده چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفت. ادامه روند درمان، انتقادهای گستردهای را درباره نحوه رسیدگی پزشکی به همراه داشت؛ تا جایی که پس از درگذشت او در ۱۴ تیر ۱۳۹۵ در پاریس، سازمان نظام پزشکی نیز پرونده درمان این کارگردان را برای بررسی تشکیل داد.
پیکر خالق «خانه دوست کجاست؟»، «کلوزآپ»، «زندگی و دیگر هیچ»، «زیر درختان زیتون»، «طعم گیلاس» و «باد ما را خواهد برد» شش روز بعد به ایران منتقل و در لواسان به خاک سپرده شد.

ده سال پس از آن روز، عباس کیارستمی همچنان یکی از شناختهشدهترین چهرههای سینمای ایران در جهان است؛ فیلمسازی که نگاه شاعرانهاش به زندگی، مرزهای جغرافیا را پشت سر گذاشت و آثارش همچنان در دانشگاهها، جشنوارهها و محافل سینمایی جهان مورد بحث و تحلیل قرار میگیرد.
برگرفته و بازنویسیشده از گزارش ایسنا