يکشنبه ۰۷ آذر ۱۴۰۰  |  Sunday, 28 November 2021

دیباچه

کد خبر: ۲۸۲۰
تاریخ انتشار : ۰۱ : ۱۲ - ۰۹ آذر ۱۳۹۴
نکته ای که در کاراکتر شبنم خیلی واضح دیده میشه صدای ملیح و پُر از آرامش اوست که در سخت ترین لحظات انگار آب روی آتیش میشه

دیباچه ( پرستو فولادی ) : 

مدتهاست بهاره کیان افشار را می شناسم.دوستی با او یکی از بهترین اتفاقات زندگی کاری ام به حساب می آمد.اما رفته رفته این دوستی به رفاقت تبدیل شد و بهاره شد رفیق زندگی ام.با بهاره می شود ساعتها و ساعتها حرف زد و خسته نشد.می شود کنارش آنقدر یاد گرفت که به خودت بگویی کاش زودتر سر و کله اش پیدا می شد.درسته که از ماه رمضان و سریالهای مناسبتی این ماه گذشته اما پخش مجدد سریال " گاهی به پشت سر نگاه کن" از شبکه خوب آی فیلم بهانه دوباره ای شد تا با بهاره از کار حرف بزنیم و گریزی بزنیم به گذشته نه چندان دور.با بهاره عصر یک روز پاییزی حرف زدیم و خاطرات شبنم این کار را تازه کردیم.قول میدم با خوندن این گفتگو شما هم یادی از اون خاطرات کنید.بهاره حالا درباره ی شنبم این جور دیگری حرف می زند.شما هم جور دیگری گفته هایش را بخوانید.

 

بهاره کیان افشار - دیباچه

*اولین سریال مناسبتی که تو بازی کردی به نظرت در رقابت با بقیه سریالها تونسته موفق باشه با اینکه زمان پخش هم در آخرین ساعت شب قرار داره؟

**من قیاس نمی کنم،حتی نمیگم در رقابت با هم دیگه.من میگم در تناسب با هم.اینکه وقتی از بيرون  کارها رو نگاه می کنی ببينى این ترکیب چطور شده.وقتی در کنار یک سریال طنز كه می تونى لحظات مفرحی رو سپری کنی بعد از اون یه زمانی بگذره و سریالی دیگر با موضوعی دیگر و بعد یک سريال قصه دارِ درامِ جدی پر پيچ و خم ،خب اين جذاب و دلچسبه .به نظرم همه اینها باید کنار هم باشه تا بشود تمايز و تفاوت کارها رو درست لمس کرد.حالا اگر با این گفته ها سريال "گاهی به پشت سر ...." تونسته به دليل نوع روايت و قصه اش یکه تاز باشه که چقدر خوب.

 

*نکته ای که در کاراکتر شبنم خیلی واضح دیده میشه صدای ملیح و پُر از آرامش اوست که در سخت ترین لحظات انگار آب روی آتیش میشه،هر چند که تن صدای خودت هم به همین مقدار پُر از آرامشه!ای آرامش خاصه کاراکتر شبنم بود؟

**این تنها کاری است که شبنم می تونه انجام بده.در اون فضای پر از تنش با اون اتفاقات ریز و درشت شبنم حتی شده برای حفظ ظاهر هم این کار رو می کنه.برای اینکه پدرش رو آرام کنه.اگر شبنم هم می خواست شبيه كل اين مجموعه ملتهب باشه و خودش رو مثل اون فضای مضطرب کنه که فایده نداشت و تناسبات این ترکیب درست از كار در نمی آمد مخصوصا با شرايط بحراني جلال تابش و مشكلات جارى زندگى فريبا؛هرچند كه شبنم هم از آماج متشنج اتفاقات بى بهره نميمونه.

 

*داستان سریال یه قصه امروزی داره،شاید لطیف در عین حال سخت که ممکنه هر کسی دچار این اتفاقات ریز و درشت بشه،تا یه جایی میشه حدس زد که چه اتفاقی افتاده و از یک جایی به بعد سخته که بفهمی قصه خانواده ها چطور بهم گره می خوره،به نظرت مردم آنطورکه شایسته بوده با گره ها و اتفاقات همزادپنداری کردن؟

**بعد مربوط به روابط خانوادگی رو كه همه می شناسند، به شکل ناخودآگاه ؛ ولی چون قصه در جریان یك انتقام ريشه دار و قدیمی و نقشه اى کینه جویانه به سر می بره و در ادامه كلى هم اتفاقات جنايى پيش مياد واز طرفى هم دائم انتظار یک حادثه وجود داره...خب قضاوت برای اون حس همزاد پنداری  کمی زوده، چون امروزی که مشغول گفتگو هستیم هنوز به نیمه ماجرا هم نرسیدیم.چیزی در ادامه خواهيم ديد اينكه خب هر کدام از این آدمها مختصات و ویژگی های خاص خودشان دارند و عكس العلهاى متفاوت خوب و بد."گاهی به پشت سر..." قصه همین آدمهاست چیزی که شايد اطرافمان هم نمونه هايش هست و قابل لمس.

 

*یک نکته دیگه که در سریال شما خیلی خوب بود اینکه کار به ماراتن پخش و بدو بدوهای ضبط دچار نشد و کار با آرامش فیلمبرداری شد،این با آرامش کار کردن چقدر به نفعتون بود؟

**یکی از محاسن بزرگ این کار همین بود که بر خلاف همه کارهایی کهدقیقه نود تصمیم گیرى و تولید میشه خوشبختانه ما با حوصله و دقت کار رو به سرانجام رسوندیم،هر چند که با وجود همه اين زمان مناسب و دقت و حساسیت ، هنوز اصلاح برخى از ریزه کاری های فنى کار،مثل اشکالات در مسائل تدوين، صدا و جلوه هاى ويژه و .... وجود داره و عوامل مربوطه همچنان مشغول هستند.

 

*این اولین کار مناسبتی تو بود چطور به این کار رسیدی؟

**سال گذشته تئاتری را در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه داشتم به نام "بوی قهوه،بلال و کباب" که در یکی از شب هاى اجرا  آقای مازیار میری به دعوت خانم فرشته طائر پور تهيه كننده نمايش، به تماشاى اجراى ما آمدند و بازی من را دیدند، ظاهراً قبل تر هم بازى من را در فیلم سینمایی "هیچ کجا،هیچ کس" دیده بودند و بازى در این سریال به من پیشنهاد دادند.

 

*از ابتدا قرار بود که نقش شبنم را بازی کنی؟

**ابتدا هنگام پيشنهاد همكارى خلاصه اى از فیلمنامه به دست من رسید و خلاصه ای از كل اتفاقات قصه.كه در آن  زمان نقش فریبا به من پيشنهاد شد .ولی از اونجایی که نقش فریبا در آن روايت خلاصه نسبت به نقش درست ساخته شده اكنون، بسيار کمرنگ بود و خیلی به آن خوب پرداخته نشد بود احساس کردم پذیریش این چنین نقشى براى من كه بايد دقيق و فكر شده انتخاب كنم خطرناك است چون مطمئن نبودم در ادامه چه خواهد شد.ولی نقش شبنم داراى ويژگيهاى كامل ترى در شخصيت پردازى بود و چارچوب منطقی خودش رو داشت و همین دلیل درست تر بود که نقش شبنم را انتخاب کنم بنابراين اعلام كردم در صورتيكه نقش شبنم را بازى كنم، مايل به همكارى هستم، که خب خوشبختانه پذيرفتند و الان هم فكر ميكنم درست انتخاب کردم.

 

*پس موافقی که انتخاب نقش شبنم انتخاب درستی بود،اونقدر درست که اگر خودت هم بودی باز هم بهاره رو برای ایفای این نفش انتخاب می کردی؟

**در این که نقش شبنم نقش درستی بود هیچ شکی نیست ولی اگر خودم بودم به بازیگران دیگری بهتر از خودم را پيشنهاد می کردم. ولی خدا رو شاکرم که این نقش به من سپره شد چون باور دارم کهاین نقش قسمت من  بود.به هر حال تمام سعی ام رو کردم که شبنم رو درست بشناسم و درست اجرايش کنم، و خوشحالتر از اينكه نقش بسيار عالى فريبا در روايت كامل فيلمنامه هم با حضور اليكا عبدالرزاقى سر و شكل بسيار خوبترى به خود گرفت و به زيبايى تمام اجرا شد.

 

*بازخوردی که از مردم در این مدت دیدی و اینکه با بقیه نقش هایی که بازی کردی بخصوص سريال "کلاه پهلوی" مقایسه ات می کنن؟

**خدا رو شکر که تا همین چند قسمت هم خوب بوده و مردم کار رو دوست داشتند.درباره قیاس هم بگم چون بعد از کلاه پهلوی این تنها سريالی بود که بازی کردم بله مقایسه می کنن.چون مخاطبين که کلاه پهلوی رو با اون قصه تاریخی دیدند به مراتب شاید کمتر از اون دسته از مخاطبانی باشه که فیلم سینمایی "گناهکاران"،"هیچ کجا هیچ کس" یا تئاترهای من رو دیده اند.

 

 

*به نظرت گروه و عوامل سريال پاداش این مدت طولانی نزدیک به نُه ماه رو با این کار گرفتند؟

**البته مالى كه هنوز خير، طلبكارند! ولى فکر می کنم که این اتفاق در بعد ديده شدن كار و ارتباط مردمى افتاده.با اینکه قرار قطعى نبود که این کار در ماه رمضان پخش بشه ولی با این زمان مناسبتي  پخش با این حجم مخاطب در این ماه شايد به نوعى بشه گفت پاداش معنوى كار داده شده،البته حقوقش نه، فقط پاداشش.درباره ی كيفيت كار خودم هنوز چیزی نمی تونم بگم چون كه پخش كار هنوز کامل طی نشده ولی خب قطعن بهترین حالت براى پخش سريال احتمالن همین ماه رمضان بود.

 

 

*کار با مازیار میری اونقدر برای تو اهمیت داشته که حالا توقعت از بهاره كيان افشار با این کار بالاتر بره؟

**همکاری با مازیار میری خوب و دلچسب بود،کارگردانی فهیم،با درایت و متین.کار با ايشان برای من به قدرى با اهمیت بوده که توقع ام از خودم بيشتر شه ،همیشه توقع ام از خودم بالا بوده چون باید به بالاترين و درست ترين جا برسم،من برای رسیدن به جایگاه كارى بهتر از پيشم از هیچ تلاشی کم نمی ذارم.

 

*حالا اون صعود کجاست؟نهایت بهاره کیان افشار رو کجا می بینی؟

**من وظیفه ام اینه که خوب بازی کنم و درست و برای این درست بازی کردن در حال تلاش و ساختنم؛هیچ نقطه خاصی نیست که من بخوام بهش برسم من یک مسیر رو به رشد پر از اتفاقات ارزنده رو می خوام که برای خودم و دیگران رقم بزنم.همیه سعی خودم رو می کنم و قضاوتش رو میذارم به عهده دیگران که چقدر از من راضی اند.

 

*روز آخر پخش فکر می کنی تصویری که از شبنم این کار پخش ميشه از نتيجه كار خودت راضی خواهى بود؟

**من از تمام توانم استفاده کردم،از  چیزی که در امكانم بودم دریغ نکردم، هیچ وقت با خودم نگفتم چون مدیوم تلویزیونه باید کم بذارم ، نه برعکس باز هم به قابی فكر کردم که قراره میلیون ها آدم اون رو تماشا کنن و همچنين عوامل كاملن حرفه اى و خوش سابقه پشت دوربين و  لیست درخشان بازیگران بسيار خوبی که می شود از تك تك آنها یاد گرفت و بسيار آموخت. چیزی بهتر از این نبود،خروجی بهتر این نمی شد برای این کار تصور کرد.

 

*و بازیگرى برای تو؟شغل،احساس یا تفریح؟

**هیچ کدوم ؛ جدی  جدی جدی!علاقه عمیق طولانی مدت از  بچگی و دوران ابتدايى دبستان و لذت خلق و آفرینشي  که در مسير توليد یک اثر میشه پیدا کرد.هيجان زندگی کردن جاى آدمهای دیگر!اون سحر و جادوی بازی بخصوص در صحنه تئاتر متفاوت و منحصربفرده ،وقتی تماشگر نفس به نفس روی  صندلی مقابل در فاصله چند متری تو نشسته و داره همراه تو ،قصه زندگی روايت تو رو با تمركز همراهى و همدلى می کنه،بهترين لحظه جهانه !هميشه اولویت کارم تئاتر بوده و تئاتر هم خواهد ماند.

 

*و حرف آخر؟

**ممنونم از گفتگوی خوبت و نكته اخر اینکه تلاش كنيم  همدیگر رو زود قضاوت نکنیم، بی دلیل قضاوت نکنیم،اصلن قضاوت نكنيم، همین ؛ این بهترین يادآورى بود که از قصه این سريال داشتم.در پناه حق باشید.
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
سوال و جواب دیباچه با بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون

«شیوا خنیاگر»: با گذشت سال ها، سوژه‌ها به سمت تکرار رفتند و اصالت خود را از دست دادند!

۱۴:۰۳  -  ۰۷ آذر ۱۴۰۰
گپ خودمانی «دیباچه» با علی مشهدی درباره سریال‌های طنزی که روزگاری «خیابان خالی کن» بودند

بازیگران مطرح ِحوزه طنز ، به خاطر متن و قصه خوب سریالها ،درخشیدند/مجری «سریالیست» ایرادهایی ازسریالم گرفت که منطقی نبود/ذره ای تلویزیون ما را درک کند

۱۱:۵۸  -  ۰۶ آذر ۱۴۰۰
بازیگر فیلم سینمایی «منصور» در گفتگو با دیباچه مطرح کرد:

محسن قصابیان: «منصور» عِرق ملی وامید را در جامعه بسط می‌دهد

۱۰:۳۷  -  ۰۶ آذر ۱۴۰۰
گفت و گو « دیباچه » با اسفندیار قره باغی ،خواننده پیشکسوتی که به صدای انقلاب مشهور است

معاونت هنری وزیر، پیشنهاد پست اداره کل موسیقی را به من داد | اولین کاری که می کنم، جلوی برگزاری کنســـرت ها را می گیرم؛زیرا همه آن ها پلی بک است!

۱۶:۴۵  -  ۲۹ آبان ۱۴۰۰
گلایه‌های بازیگر سریال"داستان یک شهر" و فیلم سینمایی"سجاده آتش" در گفتگو با پایگاه خبری دیباچه

ایرانمنش : مسئولان کشورمان برای مقابله با تهاجم فرهنگی فقط  شعار می‌دهند | دست‌اندرکاران  تولید برنامه‌های تلویزیونی محدود به افرادی خاص شده‌!

۱۳:۱۳  -  ۰۱ آذر ۱۴۰۰
پربازدیدها
پرطرفدار ترین ها