جمعه ۲۸ تير ۱۳۹۸  |  Friday, 19 July 2019

دیباچه

کد خبر: ۴۹۴۷۷
تاریخ انتشار: ۱۴ : ۱۱ - ۱۷ تير ۱۳۹۸
سعید امیر سلیمانی هنرمند تئاتر،سینما و تلویزیون در گفت و گو با دیباچه مطرح کرد:

فاطمه شعبانی : روزگاری نه چندان دور بوستان دانشجو و اطراف تئاتر شهر پاتوق هنرمندان و فرهیختگان بود. مدتی است وجود معضلات اجتماعي در اين بوستان و نيز دستفروشان و بساط گستران دسترسي مردم عادي را به بخش هنري تئاتر شهر با اختلال رو به رو كرده است. بهسازی محیطی پارک دانشجو و اطراف تئاتر شهر جز اقداماتی است که این روزها شهرداری در دستور کار خود قرار داده است.« سعید امیر سلیمانی» پیشکسوت تئاتر که به قریب 60 سال از عمرش را در عرصه تئاتر و سینما و تلویزیون گذرانده است روزهای اوج تئاتر شهر را به خاطر دارد و همچنان با عشق از تئاتر صحبت می کند. امیر سلیمانی معتقد است:« تئاتر روزهای بدی را می گذراند مگر نمایشهای بخصوص و آدمهای بخصوص و اصالت تئاتر از بین رفته است!.»


تئاتر روزهای بدی را می گذراند| اصالت تئاتر از بین رفته است | این مردم هستند که  رضا گلزار را رضا گلزار می کنند!

شما قریب به 60 سال است که در تئاتر فعالیت دارید اولین بار که در 8 سالگی آقای سارنگ وآقای مشکینی را دیدید برداشتتان از تئاتر چی بود؟

من در سن 8 سالگی برداشت خاصی از تئاتر نداشتم. به پدرم شازده می گفتند. فردی دست و دلباز و اصطلاحا سفره دار بود. خیلی از دوستان و هنرمندان به خانه ما می آمدند و سرسفره ما می نشستند شعر می خواندند و موسیقی اجرا می کردند. منزل ما پاتوق هنرمندان بود. آقای سارنگ و مشکینی از دوستان پدر بودند و چیزی که من را جذب کرد شخصیت این دو نفر بود وصحبتهایشان خیلی به دل می نشست. بعدها با آقای مشکینی همبازی و به نوعی عاشقش شدم.

در بازی های دوران کودکی تئاترهم بازی می کردید؟

بله، خیلی علاقه داشتیم در خانه با آن شمد های قدیمی پرده می زدیم و مثلا تئاتر بازی می کردیم. گاهی هم به تئاتر می­رفتم هرچیزی که یادم می ماند را می نوشتم و با بچه ها اجرا می­کردم. یکبارنمایش میشل استروگف را دیدم و به خانه که آمدم در5 صفحه نوشتم و با بچه ها بازی کردیم و خودم نقش میشل را بازی می کردم. به طور جدی اولین تئاتر در گروه آناهیتا را اجرا کردم . در گروه آناهیتا هم درس می خواندیم و هم سرود اجرا می کردیم و شمشیر بازی و فن بازی یاد می گرفتیم. اولین کار جدی ام اتللو بود من 2 نقش بازی می کردم و در خیلی از شهرهای ایران اجرا شد.

شما زمانی که تئاتر شهر را می ساختند به خاطر دارید؟

زمانی که تئاتر شهر را می­ساختند من خارج از کشور بودم اما وقتی برگشتم مواجه شدم با تئاتر شهر که بهترین سالن ها را داشت و همه تئاتری ها دوست داشتند درسالن های این مجموعه اجرا داشته باشند. من هم در آنجا اجرا داشتم اما چون کارمند اداره تئاتربودم مجبور بودیم بیشتر در سنگلج اجرا داشته داشته باشیم.

از وضعیت الان تئاتر شهر باخبر هستید؟

نه متاسفانه مدتی است که به تئاتر شهر سر نزدم و اجرا هم نداشتم اما از دوستانم شنیدم که تئاتر شهر افت زیادی کرده وضعیتش نابسامان و دور و برش پر از بساط دستفروشها است و در بعضی از ساعات پاتوق معتادان و مجرمان می­شود و این خیلی حیف است چون جوانهای ما تشنه هنر هستند.

بهینه سازی وضعیت پارک دانشجو و تئاتر شهر در دستور کار شهرداری است

این خیلی خوب است. چند روز قبل در فرهنگسرای بهمن خدمت استاد بهروز غریب پور بودم. چه کسی باور می­کند که یک کشتارگاه آن هم در جنوب شهر تهران با آن همه آسیب های اجتماعی، تبدیل به چنین محیط فرهنگی شود؟ به افرادی مثل آقای غریب پور درود می­فرستم که کار بزرگی را انجام داده اند. تبدیل کشتارگاه به فرهنگسرا و یک مکان فرهنگی مخاطرات و دشواری هایی داشته است که فقط از فردی مثل آقای غریب پور برمی ­آمد. پس سخت نیست که یک محیط فرهنگی مثل تئاتر شهر را به حالت اول و اوج خود برگرداند. اتفاقا این طرحها جواب می­دهد اما شاید مقداری زمان ببرد. درحقیقت باید مدیریت درست داشته باشد مثل آقای غریب پور که خارج از جنبه هنری یک مدیر خوب بودند. خدا کند این کار و این طرح بزرگ را به دست آدمهای کار بلد بسپارند قطعا اگر به دست فرد کاربلد بدهند موفق می­شود.

این روزها وضعیت تئاتر چطور است؟

من حدود 7-8 سال ایران نبودم از 4 سال پیش که برگشتم تصمیم گرفتم که کاری جز تئاتر نکنم من بچه تئاترم. یک تئاتر را کارگردانی و 3-4 تئاتر هم کار کردم. این روزها وضع تئاتر با زمان ما خیلی فرق دارد درحال حاضر جنبه مادی بیشتر از چیزهای دیگر می چربد و این خیلی لطمه زده است.آن زمان ما به فکر پول تئاتر نبودیم همین که روی صحنه بودیم عشق می کردیم ولذت می بردیم اما حالا تا به یک نفر می گویی سلام علیکم می گوید چقدر پول می دهید؟؟ تو بیا اول یاد بگیر و این کاره بشو و بعد از بغلش درآمد داشته باش!! همه از اول پول می خواهند. به نظرم تئاتر روزهای بدی را می گذراند مگر نمایشهای بخصوص و آدمهای بخصوص و اصالت تئاتر از بین رفته است!

شما هم در عرصه تئاتر کار کردید هم در سینما و تلویزیون کدام را بیشتر دوست دارید؟

دنیای این ها با همدیگر خیلی تفاوت دارد. در تئاترباید 3 ماه تمرین کنی تابتوانی روی صحنه بروی. در صحنه نفس تماشاچی به شما می خورد لذت این یک چیز دیگر است. در حالیکه تلویزیون و سینما همانجا متن را حفظ می کنی و اگر اشتباه کردی مجدد تکرار می شود اما در تئاتر این طور نیست. باید تئاتری باشی تا بفهمی چه لذتی دارد.

شما همچنان با عشق درباره تئاتر صحبت می کنید

چون من تئاتری هستم و عاشق تئاترم ، اما دیگر تئاتر کار نمی کنم هم اوضاع به سامان نیست هم من آن توانایی گذشته را ندارم که 3-4 ماه تمرین کنم.

آخرین فیلم سینمایی که بازی کردید فیلم هزار پا ودرکنار رضا عطاران بود

بله هزار پا و سوفی و دیوانه. هزارپا فیلم طنز بود هرچند طنز فاخر نبود اما فیلم خوبی بود از این نظر که مردم را می خنداند. مردم ما این روزها خیلی به طنز نیاز دارند. مردم ما به نوعی دچار افسردگی شده اند و نیاز به فیلمهایی دارند که ساعتی آنها را بنشاند و از ته دل بخنداند. آقای داودی کارگردان قدیمی و انسان شریفی است که کارهایش نه شاهکار بلکه دقیق و زیبا بوده است. هزارپا طنز مبتذل نبود و خوشبختانه مردم را درست خنداند آن صحنه که مشروب را در موتور می ریزد و موتور مست می شود کمدی موقعیت است.

خوشبختانه فرزندتان سپند هم در عرصه طنز موفق هستند

بله الحمدالله، خودم هم طنازی سپند را دوست دارم نکته های جالبی می گویند و خیلی حاضر جواب است. راز موفقیت این است که راه درست را کج نرویم!

خانواده شما جز هنرمندان مردمی هستند، گاهی یک هنرپیشه یک نقش را بازی می کند و دیده می شود و خدا را بنده نیست، راز ماندگاری شما چیست؟

گاه باشد کودکی نادان به غلط به هدف زند تیری، بله طرف در یک برنامه یا یک فیلم گل می کند و خدا را بنده نیست اینها از یک قماش دیگه اند اینها دوام نمی آوردند. فرزندان من از خردسالی در این عرصه بودند اینکه خداراشکر این همه سال دوام داشتیم به دلیل راه درستی است که می رویم. در هنر اگر شما مردم را در نظرنداشته باشید هنرمند نخواهید شد. این مردم هستند که به طور مثال رضا گلزار را رضا گلزار می کنند هنرمندان باید قدر این مردم را بداند ما کوچک و خاک پای اینها آنها تاج سرما هستند به قول مرحوم جمشید مشایخی من خاک پای مردم هستم.!



منبع: دیباچه
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده
چطوری بعضی به خودشان اجازه می دهند نقش مادری را با نگهداری از سگ مقایسه کنند!؟ |  عملهای زیبایی به بازیگر لطمه می زند
گفت و گو دیباچه با آزیتا ترکاشوند بازیگر « گاندو » و « بوی باران »

چطوری بعضی به خودشان اجازه می دهند نقش مادری را با نگهداری از سگ مقایسه کنند!؟ | عملهای زیبایی به بازیگر لطمه می زند

۱۰:۵۹  -  ۲۲ تير ۱۳۹۸
تازه در اول راه تغییر سینما هستیم | فیلم ایرانی مورد علاقه ام « درباره اِلی » است
کارشناس سینما و استاد دانشگاه اکستر انگلستان در گفت و گو با دیباچه عنوان کرد :

تازه در اول راه تغییر سینما هستیم | فیلم ایرانی مورد علاقه ام « درباره اِلی » است

۱۰:۳۱  -  ۲۲ تير ۱۳۹۸
«آبجی» به هند رفت

«آبجی» به هند رفت

۱۱:۲۳  -  ۱۳ آذر ۱۳۹۵
مخالفان نظام جمهوری اسلامی گاندو را با جدیت دنبال کردند! | برای شناخت بیشتر «جیسون» مشاوره ای از نهادهای امنیتی نداشتم
پیام دهکردی بازیگر نقش مایکل هاشمیان در گفت و گو با دیباچه مطرح کرد:

مخالفان نظام جمهوری اسلامی گاندو را با جدیت دنبال کردند! | برای شناخت بیشتر «جیسون» مشاوره ای از نهادهای امنیتی نداشتم

۱۱:۳۸  -  ۲۰ تير ۱۳۹۸
رقص های دوتایی تمرین می کردیم می ذاشتیم سر نوار بیاد | تا دیپلم گرفتم سبیلمو نمیتونستم بردارم | سربمباران ها ترس نداشتیم!
گفت و گو متفاوت و خارج از قاب دیباچه با « بهنوش بختیاری » درباره دهه 60 و مرور خاطرات

رقص های دوتایی تمرین می کردیم می ذاشتیم سر نوار بیاد | تا دیپلم گرفتم سبیلمو نمیتونستم بردارم | سربمباران ها ترس نداشتیم!

۱۶:۲۴  -  ۱۷ تير ۱۳۹۸
پربازدیدها